قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1648
تاريخ الفي ( فارسى )
حلب را پيش گرفت و خمارويه تعاقب او نموده آنجا او را نيز تمكين نداد . در اين اثنا ، حاكم موصل ، اسحاق بن كنداجيق ، خبردار شده خواست كه كينهء ديرينه از او بازيافت نمايد ، به طلب او بيرون آمده تعاقب او نمود . ابن ابو السّاج بالضّروره راه عراق عرب پيش گرفته نزد ابو احمد موفّق آمد . موفق او را تعظيم و اكرام نموده تقبّل نمود كه انتقام او از آن جماعت بستاند . بنابراين ، از بغداد بيرون آمده متوجّه جزيره گشت . حاكم موصل ، اسحاق ، چون بر اين معنى وقوف يافت بازگشته به ولايت خود رفت و موفّق ، ابن ابو السّاج را باز به قنّسرين فرستاد . و از جملهء وقايع اين سال آنكه موفّق پسر خود ، ابو العباس معتضد ، را به واسطهء آنكه موفّق او را به جانبى مىفرستاده و معتضد مىگفت من به شام مىروم كه عمّ خليفه ايالت آن ديار را به من داده در دار الامارهء خود بند نمود ؛ و به اين سبب فتنه و شورش در بغداد پيدا شد . بنابراين ، موفّق سوار شده به ميدان درآمد و مردم را جمع نموده به آواز بلند گفت : اى مردمان ، آيا شما را اعتقاد آن است كه شما از من بيشتر مشفق و مهربانايد بر پسر من معتضد ؟ گفتند : لا و اللّه ، كه امير بر فرزند خود مشفق و مهربان است و صلاح و فساد حال او را مىداند . پس آن فتنه و آشوب فرو نشست و مردم تسكين يافته به منازل خود مراجعت نمودند و موفّق بعد از دو روز ، معتضد را رخصت داد . و در اين سال ، ميانهء رافع و محمّد بن زيد علوى در نواحى جرجان جنگ واقع شد و رافع غالب آمده جرجان را از محمّد بن زيد علوى بگرفت . محمّد علوى به استرآباد رفت و رافع تعاقب او نموده او را در استرآباد محاصره نمود . چون اين محاصره امتداد يافت در شهر استرآباد آنچنان قحطى پيدا شد كه يك درهم نمك به دو درم نقره رسيد . بنابراين ، محمّد علوى از استرآباد شباشب گريخته به جانب سارى رفت و رافع اكثر ولايات او را متصرّف شد « 1 » . و از جمله وقايع اين سال ، فوت منذر بن محمّد بن عبد الرّحمن اموى پادشاه اندلس بود . مدّت سلطنت او يك سال و يازده ماه و ده روز ، و عمرش چهل و شش سال بود . بعد از فوت منذر حكومت ديار اندلس بر برادرش ، عبد اللّه بن محمّد ، قرار گرفت . در زمان حكومت آن ، چندان فتنه و آشوب در آن ديار پيدا شد كه ايراد آن موجب ملال مىگردد .
--> ( 1 ) . شكست محمّد بن زيد علوى ملقّب به « القائم بالحقّ » از رافع بن هرثمه مولود ضعف عمرو ليث صفارى در اين زمان است ( - توضيح پيشين ) كه رافع فرماندار جديد خراسان نه تنها توانست خود را در اين ايالت مستقر سازد ، بلكه موفق شد با حمله به مازندران القائم بالحقّ را اينچنين مستأصل سازد و دو سال بعد يعنى در ربيع الاوّل سال دويست و هفتاد و هفت هجرى وى را بكلّى از طبرستان بيرون كند .