قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1638
تاريخ الفي ( فارسى )
بود ، نوشت . احمد بن طولون در جواب معتمد نوشت كه : « تو را بايد به اين حدود آمد تا از شرّ موفّق خلاص شوى و ما به اتّفاق يكديگر او را از ميان برداريم . » معتمد به سخن او فريفته شده با جماعتى از خواص خود از سامره بيرون آمده متوجّه ديار مصر گشت . و احمد بن طولون لشكرى به استقبال خليفه فرستاده بود كه در رقّه انتظار مىكشيدند . و چون معتمد به حوالى موصل رسيد والى موصل و جزيره بيرون آمده خليفه را از رفتن آن جانب مانع شد و جماعتى [ 199 ب ] از امرا كه او را بر اين امر باعث شده بودند ، همه را بند كرده با خليفه معتمد بازگردانيد و معتمد خليفه منكوب و مفلوك باز به سامره مراجعت نمود « 1 » . چون اين خبر به موفّق رسيد والى جزيره را بسيار تعريف كرد ، امّا ولايت احمد بن طولون را به او ارزانى داشت و به معتمد خليفه نوشت كه : « مىدانم كه تو را باعث بر اينچنين خفّت احمد بن طولون شده ، بفرماى تا او را بر منابر لعنت مىكرده باشند « 2 » . » معتمد از ترس موفّق تجويز اين معنى نمود . و در شهر ذيقعدهء اين سال در مكّهء معظّمه ميانهء كسان احمد بن طولون و مردم موفّق جنگى عظيم واقع شد و از اصحاب ابن طولون دويست نفر به قتل رسيد و بقّية السّيف گريخته « 3 » . و در اين سال ، جمعى از اعراب قافلهء حاجّ را غارت نمودند و پنج هزار شتر باردار ايشان را گرفتند .
--> ( 1 ) . صاعد بن مخلد ، وزير موفّق ، نامهاى از زبان موفّق به اسحاق بن كنداج ، والى موصل ، نوشت كه معتمد را از راه برگرداند و همهء سردارانى را كه با او هستند دستگير نمايد ؛ - ابن خلدون ، العبر ، ج 2 ، ص 514 ؛ ابن أثير ، الكامل ، ج 2 ، ص 235 . ( 2 ) . قبل از اين ، احمد بن طولون نام موفّق را از خطبه افكنده بود ؛ - منبع پيشين . ( 3 ) . در خصوص علّت اين محاربه ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 12 ، ص 236 .