قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1611
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال دويست و چهل و هفتم از رحلت خير البشر و در سال دويست و چهل و هفتم از رحلت خير البشر ، معتمد خليفه ، توليت بلخ و طخارستان و كرمان و سيستان و سند را به يعقوب بن ليث كه اكثر اين بلاد را به شمشير خود گرفته بود ارزانى داشت . و در ماه صفر اين سال ، معتمد ايالت حرمين و كوفه و يمن را به برادر خود ، ابو احمد ، داد . و در رمضان ايالت واسط و كوفه و حلّه و بصره و اهواز و فارس را نيز به برادر خود ، ابو احمد ، ارزانى داشت و عمّال ابو احمد به ضبط اين بلاد مشغول گشتند . و در اين سال ميانهء سعيد حاجب و صاحب زنج در حوالى بصره جنگى عظيم واقع شد و صاحب زنج در اين جنگ بسيار مغلوب شده روى به هزيمت نهاد و خلقى بسيار از عورات « 1 » و اطفال مسلمانان كه دربند صاحب زنج بودند ، خلاص يافتند . امّا بعد از چند روز ، صاحب زنج كمين كرده بر سعيد حاجب شبيخون آورده او را با سپاه بسيار به قتل رسانيد . بعد از آن ، منصور بن جعفر الخياط با لشكرى انبوه به جنگ صاحب زنج رفت و منهزم بازگشت . و از جملهء وقايع اين سال آنكه در بغداد در موضعى ، كه او را « بركهء زلزله » « 2 » گويند ، شخصى پيدا شد كه اكثر مردم غريب ، خواه زن باشد خواه مرد ، به خانهء خود مىبرد و مىكشت و آنچه مىداشتند مىگرفت . چون او را پيش معتمد خليفه آوردند بعد از تحقيق احوال فرمود تا او را دو هزار تازيانه بزدند . با وجود آن آن سختجان نمرد . بعد از آن ، فرمود تا فراشان چند ميخكوب بر خصيهء او زدند تا به جهنم و اصل شد . و در اين سال ، صاحب زنج به بصره
--> ( 1 ) . گويند هر زنگى بيست سى دختر و زن آزاد را در بردگى خويش داشت . اينها را وامىداشتند تا به زنگيان خدمت كنند و گهگاه آنها را به دو سه درهم مىفروختند ؛ - دكتر زرّينكوب ، تاريخ مردم ايران ، ج 2 ، ص 113 . نيز ؛ - ترجمهء مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 606 به بعد . ( 2 ) . تاريخ طبرى : بركهء زلزل .