قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1601

تاريخ الفي ( فارسى )

آنكه در سال اوّل سيستان را ضبط نمود . پس لشكر به جانب خراسان كشيد ، امّا نوبت اوّل در خراسان كارى نساخته باز به سيستان مراجعت نمود . تا آنكه در سال دويست و چهل و سيّم از رحلت باز از روى استظهار و شوكت تمام روى به خراسان و هرات و بوشنج كه پايتخت طاهريه بود [ نهاد و آنجا را ] بگرفت و از آنجا متوجّه كرمان شد و در سال دويست و چهل و پنجم كرمان و فارس را مسخر گردانيد و حاكم اين دو ولايت را زنده به دست آورده هديه‌اى لايق كه عبارت از ده باز سفيد و ده باز ابلق و صد من مشك و ديگر چيزى چند بود ، به بغداد فرستاد و به خليفه پيغام داد كه : چون ما مملكت فارس را به تو نداديم جهت چيست كه تو لشكر به آن جانب مىكشى ؟ و موفّق برادر خليفه كه عاقل و صاحب رأى بود و صاحب اختيار و مرجع مملكت او بود ، رسولى پيش يعقوب فرستاد مصحوب فرمانى از خليفه كه : ما ايالت ولايت بلخ ، طخارستان ، و سيستان به يعقوب ليث ارزانى داشتيم ، بايد كه متوجّه آن صوب گردد . يعقوب از فارس مراجعت نموده روى به بلخ نهاد و آن ولايت را در تحت تصرّف خود درآورده با لشكرى عظيم متوجّه كابل شد . پس [ 196 ب ] آن ولايت را نيز بعد از محاربات بسيار به دست آورده و حاكمش را اسير گرفت و از آنجا به هرات آمده از روى استقلال در آن ولايت حكومت مىكرد . چون در اين نوبت ، يعقوب متوجّه هرات شد محمّد بن طاهر از هرات گريخته به نيشابور رفت . يعقوب تعاقب او كرده نيشابور را محاصره كرد « 1 » . محمّد بن طاهر ناچار از وى امان گرفته پيش وى آمد « 2 » . يعقوب او را با صد و شصت نفر از اقارب و عشاير بند كرده به سيستان فرستاد « 3 » و در خراسان نوّاب خويش نصب كرده خود متوجّه طبرستان گشت تا با حسن بن زيد علوى محاربه نمايد . و سبب آن بود كه عبد اللّه بن سنجرى كه از يعقوب بن ليث گريخته به نيشابور نزد محمّد بن طاهر رفته بود ، چون خبر توجّه يعقوب بن ليث را معلوم كرد از آن موضع نيز فرار كرده به حسن بن زيد علوى ملحقّ شد . يعقوب ليث رسولان پيش حسن فرستاده او را طلب داشت و حسن به آن سخن ملتفت نگشت . يعقوب از

--> ( 1 ) . با سقوط نيشابور حكومت مستقل‌گونه‌اى كه طاهريان در خراسان به وجود آورده بودند ، بعد از نيم قرن به پايان آمد . در دو بيت زير اسامى حكّام پنجگانهء طاهرى آمده است : در خراسان ز آلِ مُصعَب شاه * طاهر و طلحه بود و عبد اللّه باز طاهر ، دگر محمّد دان * كو به يعقوب داد تخت و كلاه ( 2 ) . از اين تاريخ ( 259 ه ) تا مدّت سه سال ، كه يعقوب در دير العاقول بين واسط و بغداد از سپاه خليفه شكست خورد ، محمّد بن طاهر در اسارت يعقوب بود . ( 3 ) . تاريخ دستگيرى ياران محمّد بن طاهر را روز چهارم شوّال يا دوّم شوّال دويست و پنجاه و نه هجرى نوشته‌اند ؛ - تاريخ سيستان ، ص 223 ؛ حمزهء اصفهانى ، تاريخ سنى ملوك الأرض ، ص 170 . و براى اطلاع از ماجراى قدرشناسى سه تن از ياران محمّد بن طاهر در مواجهه با يعقوب و بلندنظرى يعقوب در عفو و اكرام آن سه تن ؛ - ابو الفضل بيهقى ، تاريخ بيهقى ، ص 248 .