قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1591
تاريخ الفي ( فارسى )
بن عبد اللّه طاهر راضى است يا نى . تا آنكه مستعين بر پشت بام برآمده با لباس سياه ، كه شعار خلفاى عباسيه بود ، و برد بر دوش و قضيب بر دست با خلايق خطاب كرد كه : به حقّ صاحب اين برد و قضيب كه به خانههاى خود مراجعت نماييد و از محمّد بن عبد اللّه راضى باشيد كه من از وى راضىام ، و او از جمله مخلصان ماست . پس مردم بازگشتند و غوغاى عام فرو نشست . و در ماه ذيحجّهء اين سال مستعين از خانهء محمّد بن عبد اللّه بن طاهر بيرون آمده در نمازگاهى كه در برابر خانهء محمّد بن عبد اللّه بود ، با مردم نماز گزارد . القصّه ، چون محاصرهء بغداد قريب يك سال [ طول ] كشيد و از هيچ جا غلّه به مردم شهر نرسيد مردم بسيار دلتنگ شدند و محمّد بن عبد اللّه شروع در نصيحت مستعين كرد و گفت : صلاح در آن است كه خود را از خلافت خلع كنى به شرط آنكه هر ساله از جهت اخراجات از خراج هر موضعى كه مىخواهى ما يحتاج تو مىرسانيده باشند و بالفعل از آن نيز زرى بسيار بدهند . راوى گويد كه محمّد بن طاهر با معتز ساخته بود و خواهى نخواهى مستعين را به خلع خود راضى ساخت و از وى در اين باب نوشتهاى گرفته پيش معتز فرستاد . معتز بسيار خوشحال شد و آن جماعتى [ را ] ، كه نوشته پيش معتز بردند ، خلعتهاى فاخر داد و رعايت كرد . و در روضة الصّفا مسطور است كه يكى از آن جمله شرايطى كه محمّد بن عبد اللّه با معتز كرده بود آن بود كه او را به امارت بغداد بازگذارد و مستعين را رخصت دهد كه به مكّه رفته حجّ گزارد و چون بازگردد در شهر واسط اقامت نمايد . و معتز جميع شرايط را قبول كرده بر وثيقهاى كه مشتمل بر اين مضامين بود خطوط امرا و اعيان ثبت نمودند . بعد از آن ، محمّد بن عبد اللّه بن طاهر ، وصيف و بغاى صغير ، مستعين را تكليف نمودند تا خود را از خلافت خلع نمود . پس او را از دار الخلافه به سراى حسن بن سهل فرستادند و احمد بن طولون را موكّل وى گردانيدند و منصب خلافت بر معتز قرار گرفت ، چنانچه در روز جمعه چهارم شهر محّرم الحرام سال دويست و چهل و دوّم در بغداد و ساير بلاد بر منابر خطبه معتز باللّه خوانده شد . امّا از جمله وقايع سال ماضى يكى آن بود كه در قزوين و زنجان شخصى از سادات - كه مشهور به « كوكبى » است و نامش « حسين بن احمد » بود ، ظهور كرد . و تفصيل احوال او خواهد آمد ، ان شاء اللّه تعالى . و باز در همين سال يكى از علويان كه او را « حسين بن محمّد بن عبد اللّه بن حسين بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن أبى طالب » ، عليهم السّلام ، [ مىناميدند ] در كوفه ظهور كرد و مستعين با وجود آنكه خود در محاصرهء بغداد بود مزاحم بن خاقان را به دفع او فرستاد و مزاحم بر وى ظفر يافته او را به قتل رسانيد و هزار خانه در كوفه بسوخت و بعضى از كنيزان حسين مذكور را كه آزاد بودند در بازار كوفه بفروخت . و در همين سال ، اسماعيل بن يوسف بن ابراهيم بن عبد اللّه بن الحسن بن علىّ بن أبى طالب ، عليهم السّلام ، در مكّه ظهور كرد و