قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
811
تاريخ الفي ( فارسى )
القصّه ؛ آن ترك در ميدان رانده جولانكنان مبارزه طلبيد و چندان كارزار كرد كه دوست و دشمن بر او آفرين كردند . آخر الامر زخمى گران يافت و از اسب درافتاد و فرياد « ادركنى » برآورد . امام حسين او را دريافته از ميان ميدان به خيمهء امام زين العابدين رسانيد و از مركب فرود آمده سر او را بر كنار خود گرفت . امام زين العابدين با وجود بيمارى بر سر بالين آن جناب بايستاد . غلام ديده باز كرده سر خود را در كنار امام حسين ، عليه السّلام ، ديد و امام زين العابدين را بر بالاى سر خود مشاهده كرد . تبسّمكنان بر پدر و پسر سلام كرده روى به مدينه دار السّلام نهاد . بعد از آن حنظلة بن سعيد العجلى « 1 » در ميان دو صف آمده ندا كرد كه اى اهل كوفه من بر شما از عذاب قوم نوح و عقاب گروه عاد و ثمود مىترسم . اگر خواهيد كه مستحق عقوبت داعى نباشيد دست از قتل حسين بن على كه فرزند دلبند رسول ثقلين است كوتاه كرده به منازل خود بازگرديد . امام حسين فرمود : يابن سعيد از اين سخن درگذر كه اين جماعت را استعداد عذاب الهى و استحقاق عقوبات نامتناهى حاصل شده و دعوت تو را اجابت نخواهند كرد . كدام خير و صلاح و فوز و فلاح از ايشان توقّع توان كرد ؟ كه برادران صالح ما را كشتند . حنظله گفت : صدقت يابن رسول اللّه . اكنون داعيهء آن دارم كه به برادران خود لاحق شوم . امام حسين فرمود : اى حنظله برو به منزلى كه هزار مرتبه بهتر از دنيا و مافيهاست . پس سعيد گفت : يابن رسول اللّه ، سلام بر تو و اهل بيت تو باد . اميد دارم كه حق سبحانه و تعالى ما را در بهشت به خدمت تو رساند . امام حسين فرمود : آمين . پس حنظله روى به ميدان نهاده بر مخالفان حمله آورد و جنگهاى مردانه كرد تا به درجهء شهادت رسيد . از عقب وى يزيد بن زياد « 2 » به اجازت امام روى به ميدان نهاده به تيراندازى مشغول شد و پنج كس را به تير بر زمين افكند و هر تيرى كه مىافكند امام حسين مىفرمود : اى بار خدايا تير او را بر هدف جسد دشمن رسان و بهشت را ثواب و دستمزد او گردان . آخر الامر از اطراف و جوانب درآمده او را به ياران لاحق ساختند . « 3 » بعد از آن سعيد بن عبد اللّه الحنفى « 4 » ، كه از جانب مادر به محمّد حنفيّه قرابت قريبه
--> ( 1 ) . نام اين شخص در مقاتل و بعضى از منابع ، حنظلة بن اسعد شبام [ بنى شبام شاخهاى از همدان بوده است ] ثبت شده است . وى پيش از شروع جنگ همراه نامهء امام ( ع ) پيش ابن سعد رفت و ترتيب ملاقات او را با امام بداد . ( 2 ) . مراد ، يزيد بن زياد بن مهاجر ابو الشعشأ كندى بهدلى [ - شاخهاى از قبيلهء كنده ] است . وى همان مردى است كه با مالك بن نسر بنى كندى ، حامل پيام ابن زياد به حرّ مبنى بر جلوگيرى از حركت آن حضرت ، بگومگو و مشاجره كرد . ( 3 ) . ابو مخنف روايت كرده : يزيد سواره مىجنگيد ، چون اسبش پى شد دو زانو در محضر امام نشست و يك صد تير انداخت و چون تيرانداز زبردستى بود تنها پنج تيرش به هدف نخورد و امام فرمود : خدايا ! تيرش را به هدف برسان و . . . ( 4 ) . سعيد حامل نامهء سوّمين گروه از كوفيان به امام حسين ( ع ) بود . وى موقع رسيدن مسلم بن عقيل به كوفه پس از -