قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1439
تاريخ الفي ( فارسى )
موضع فلوس را لشكرگاه ساختند . علىّ بن عيسى از اين معنى خبردار شده به استقلال و غرور تمام متوجّه آنجانب گشت . چون تلاقى فريقين روى نمود و جانبين تسويهء صفوف و آراستگى سپاه كرده مقابل يكديگر آمدند طاهر با طايفهء خويش مجموعا بر لشكر علىّ بن عيسى حمله آورد و آنچنان كارزار كرد كه ديدهء فلك دوّار تا آن زمان مثل آن حرب مشاهده نكرده بود . القصّه ، به يك حملهء مردانهء او لشكر علىّ بن عيسى كه شصت هزار مرد گزين بودند همچون بنات النعّش متفرّق شده هريك به جانبى گريخته و علىّ بن عيسى پاى ثبات فشرده بايستاد و فرياد مىكرد كه : اى دلاوران ، به جانب من بياييد تا به اتّفاق بر دشمنان حمله كنيم . در اين اثنا ، يكى از اصحاب طاهر تيرى به جانب علىّ بن عيسى انداخت و به حسب تقدير آن تير بر مقتل او آمده در ساعت از پشت زين بر روى زمين افتاد و بغداديان بالكليّه منهزم گشتند . مردم طاهر ايشان را تعاقب نموده تا غروب آفتاب ايشان را قتل مىكردند تا آنكه خلقى بسيار به قتل رسيدند و بقيّة السّيف منهزم گشته روى به بغداد نهادند و غنايم بسيار و اسب و اسلحه بىشمار به دست خراسانيان افتاد . و طاهر در ساعت رقعهاى به ذو الرّياستين نوشت كه : « اين نامه نوشتم در حالتى كه سر علىّ بن عيسى پيش من نهاده و انگشترين او در انگشت من . » « 1 » امّا چون خبر قتل علىّ بن عيسى به مرو رسيد اعيان و اشراف آن بلاد بتمامه به خدمت مأمون رفته به خلافت بر وى سلام كردند . و از تاريخ ابن كثير چنين معلوم مىشود كه قاتل علىّ بن عيسى ، طاهر ذو اليمينين است كه خود به دست خود او را به قتل آورده و از جهت آنكه [ 182 ب ] به دو دست شمشير گرفته على بن عيسى را به قتل رسانيد او را « ذو اليمينين » گفتندى . مخفى نماند كه وجه تسميهء طاهر ذو اليمينين در اكثر تواريخ معتبره آن است كه چون مأمون ، قاسم ، برادر خود ، را از وليعهدى عزل ساخته به امام على بن موسى الرّضا ، عليه التّحيّة و الثنا ، بيعت نمود طاهر در آن وقت حكومت خراسان را داشت و بعد از آنكه به بغداد آمد و به ملازمت امام مشرّف شد گفت : يا امام ، دست راست من به بيعت امير المؤمنين مشغول است . امّا به دست چپ با تو بيعت مىكنم . چون مأمون اين سخن را شنيد گفت : دست چپ طاهر حكم دست راست او را دارد . و او از آن روز ملقّب به « ذو اليمينين » گرديد .
--> ( 1 ) . بنا به تصريح تاريخ طبرى ( ج 7 ، ص 6 ) اين گزارش رسمى از طرف طاهر به حضور مأمون ارسال گرديده است نه به سوى ذو الرّياستين ، صاحب البدء و التاريخ هم ( ج 6 ، ص 108 ) دريافتكنندهء گزارش را ذو الرّياستين دانسته است . متن گزارش را از تاريخ طبرى نقل مىكنيم : « كتبت اليك و رأس علىّ بن عيسى بين يدىّ و خاتمه فى اصبعى و الحمد للّه ربّ العالمين . »