قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1440

تاريخ الفي ( فارسى )

القصّه ، اين خبر روزى به بغداد رسيد كه محمّد امين با كوثر خادم در كنار دجله به شكار ماهى مشغول بود و شخصى از گريختگان از معركه در اين وقت پيش امين رفت و حكايت جنگگاه و كشته شدن علىّ بن عيسى پيش او بنياد كرد . امين گفت : بس كن كه كوثر دو ماهى گرفته و من تا غايت هيچ نگرفته‌ام . « 1 » چون امين از آن امر خطير ، يعنى شكار ماهى ، فارغ گشت از نقض عهد پشيمان گشته عبد الرّحمن بن جبلهء انبارى را با سى هزار مرد جنگى نامزد جنگ طاهر ذو اليمينين كرد و ايشان را وصيّت كرد كه با حزم و احتياط باشيد و مانند على بن عيسى از مكر اعدا غافل مشويد . چون عبد الرّحمن به همدان رسيد طاهر به عزم محاربهء او روان شد . در ظاهر شهر همدان تلاقى فريقين روى نمود . بغداديان به مجرد ملاقات بىآنكه محاربه و مقاتله كنند گريخته روى به شهر همدان رفتند . طاهر ايشان را محاصره نمود . چون يك ماه از محاصره گذشت و از جانب بغداد هيچ مددى ظاهر نشد ، عبد الرّحمن جبله بالضّروره از طاهر امان طلبيده تا از شهر بيرون آمده شهر را به او سپارد . طاهر ملتمس ايشان مبذول داشته مهمّ به مصالحه قرار گرفت . القصّه ، چون عبد الرّحمن جبله از همدان بيرون آمد طاهر به عهد و ميثاق وفا نموده او را با اصحابش امان داد . عبد الرّحمن در آن سفر ، با ياران خودش در كنار لشكرگاه طاهر آمدند و ميان هر دو طايفه اختلاطى و امتزاجى واقع شده از قصد يكديگر امن مىبودند . چون طاهر به اسدآباد رسيد عبد الرّحمن با خود انديشه كرد كه روزى كه به خدمت امين رسد از تقصيرات خود به چه كيفيّت عذرخواهى نمايد . بنابراين ، رأى او بر غدر و محاربه با طاهر قرار گرفت . پس سحرگاه به تعبيهء لشكر خود پرداخته چون صبح بدميد به يك ناگاه غافل بر لشكر ذو اليمينين ريخته جنگ آغاز كرد . امّا پيادگان لشكر سپرها در سر كشيده به زانو درآمده آن مقدار ممانعت نمودند كه سواران لشكر مكمّل و مسلّح گشته روى به جنگ آوردند و قتال به جايى رسيد كه آلات حرب هر دو طايفه از كار رفت و تيرها شكسته عاقبت كار ، بغداديان روى به گريز نهادند و عبد الرّحمن با طايفه‌اى از خويشان خود از سر و جان گذشته پياده شدند و چندان كوشش نمودند كه به قتل رسيدند . اين واقعه در شهر ذيحجّة الحرام اين سال روى نمود . چون اين خبر ، به بغداد رسيد خوفى عظيم بر محمّد امين استيلا يافت و اهل بغداد هراسيدند . امّا طاهر بعد از فتح ، تمامى عمّال محمّد امين را از ولايات عراق عجم بيرون كرد . و در همين ذيحجّة الحرام على « 2 » بن عبد اللّه بن خالد بن [ يزيد بن ] معاوية بن أبى سفيان در شام

--> ( 1 ) . اين قسمت عينا از تاريخ طبرى ( ج 7 ، ص 7 ) ترجمه شده است . ( 2 ) . مادر وى نفيسه دختر عبيد اللّه بن عباس بن علىّ بن أبى طالب بود . خود على بن عبد اللّه مىگفت : « من زادهء دو پير صفّين هستم . » و مقصود على ( ع ) و معاويه بود ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 10 ، ص 187 . كنيهء وى « أبو العميطر » بود .