قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
786
تاريخ الفي ( فارسى )
پس امّ كلثوم از شنيدن اين سخن به گريه درآمد . امام حسين ، عليه السّلام ، او را تسلّى داده فرمود كه : اى خواهر اهل بيت و فرزندان مرا طلب كن كه محل وداع رسيد . پس اهل بيت و اولاد و فرزندان امجاد آن جناب نزد او حاضر شدند . امام حسين ، عليه السّلام ، فرزندان خود را در پيش خود جاى داده بوسه بر روى يك يك مىنهاد و روى بر سينهءاشان مىماليد و زار زار مىناليد و مىگفت : اى جگرگوشگان من جان من براى شما مىسوزد كه هنوز وقت يتيمى شما نيست و درد غريبى نيز علاوهء يتيمى شده . امّا شما را به خدا مىسپارم كه او ارحم الراحمين است . بعد از آن روى به شهربانو « 1 » آورده گفت : اى يار دلنواز چون مرا در اين موضع از اسب افتاده بينى و سر و روى درهم شكسته و اعضاء از زخم تير و نيزه مجروح گشته ، زنهار تا سر و موى خود برهنه نكنى و سينه و روى نخراشى كه شماتت اعدا عظيمترين مصيبتهاست ، بلكه بايد صبر را شعار خود سازى . همچنين يك يك اهل بيت را وصيّت فرمود و خواهران را تسلّى داد ، تا آنكه اثر صبح ظاهر شد . امام حسين بانگ نماز گفت و اصحاب آن جناب همه تيمّم كرده سنّت ادا نمودند و فرض به جماعت گزاردند و هنوز اوراد نخوانده بودند كه فرياد كوس حربى و نالهء ناى رزمى از لشكر مخالفان برآمد و جوق جوق از سوار و پياده مكمّل و مسلّح روى به ميدان نهادند و علمها نصب كرده و نداى « هل من مبارز » در دادند . مواليان امام حسين چون چنان ديدند عشّاقوار كمر خدمتكارى بر ميان جان بستند و پياده و سواره رو به صف كارزار نهادند . پس عمر سعد به تعبيهء لشكر پرداخته و ميمنه را در عهدهء عمرو بن حجّاج زبيدى كرد ، ميسره را به شمر ذى الجوشن سپرد ، علم را به دست مولاى خود ، زايد ، « 2 » 0 داد ، سواران را حوالهء عمرو بن قيس كرده و پيادهها را فرمود تا از صوابديد شبث بن ربعىّ تجاوز ننمايند . امام حسين ، عليه السّلام ، با آنكه معدودى چند بيش نداشت از كثرت دشمن انديشه ناكرده ميمنه را نامزد زهير بن قين نمود ، ميسره را به حبيب بن مظاهر مقرّر فرمود ، رايت به برادر خود عباس مقرّر داشت . و چون صفوف جانبين آراسته شد « 3 » امام حسين ، عليه السّلام ، به خيمه درآمده عمامهء
--> ( 1 ) . حضور شهربانو همسر امام ( ع ) در كربلا مورد تأييد منابع ثقه نيست . نيز ؛ - كتاب حاضر ، همين بخش ، ص 838 ، پابرگ شماره 1 . ( 2 ) . نام اين شخص در تاريخ طبرى و نهاية الأرب به صورت ذويد و در الكامل به صورت دريد ضبط شده است . ( 3 ) . چون چشم امام ( ع ) به انبوه جمعيت لشكر دشمن افتاد ، دستها را به سوى آسمان بلند كرد و اين دعا را خواند : « اللّهمّ أنت ثقتى فى كلّ كرب . . . خدايا ! تو در هر غم و اندوه پناهگاه و در هر پيشآمد ناگوار مايهء اميد من هستى و در هر حادثهاى سلاح و ملجأ من . . . در چنين مواقعى تنها به پيشگاه تو شكايت آورده و از ديگران قطع اميد نمودهام . . . خدايا ! تويى صاحب هر نعمت و تويى آخرين مقصد و مقصود من . » ؛ سخنان حسين بن على ( ع ) از مدينه تا كربلا ، ص 218 .