قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1428
تاريخ الفي ( فارسى )
انحراف پيدا كرد و روزبهروز مرض روى به ازدياد مىنهاد تا آنكه به طوس رسيد و در آنجا وفات يافت . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه جبرئيل بن بختيشوع « 1 » كه طبيب هارون الرّشيد بود ، مىگفت كه در رقّه من در ملازمت ايشان مىبودم و هر صباح پيش ملازمان به مجلس ايشان درمىآمدم و از مزاج ايشان استفسار مىنمودم . گاهى كه انبساط و خوشحالى داشتى احوال شب را مىگفت كه چه خورده و چه قدر بيدار بوده و امثال آن . روزى به دستور معهود على الصّباح رفتم و مدّتى بايستادم . هيچ نگفت و سر از جيب تفكّر برنداشت . پس من پيش رفتم و گفتم : يا امير المؤمنين ، جان من فداى تو باد ، تو را بسيار ملول مىبينم . اگر عارضهاى روى داده بيان فرماى تا به توفيق الهى مداوا كنم و اگر حادثهء ملك است خاطر جمع دار كه دولت امير المؤمنين آنچنان قوى و بلند است كه دست هيچ مخالفى و بدخواهى به او نمىتواند رسيد . چون من از سخن فارغ شدم هارون گفت : ويحك يا جبرئيل ، هيچ كدام از اينها نيست ، بلكه امشب خوابى هولناك ديدهام . از آن جهت ملولم . جبرئيل گفت چون سبب الم رشيد معلوم من شد چند قدم پيش نهادم و پاى او را ببوسيدم و گفتم : يا امير المؤمنين ، به جهت خوابى كه به واسطهء بخارى فاسد كسى ديده باشد اين همه غم نتوان خورد . رشيد گفت : يا جبرئيل ، دوش به خواب ديدم كه بر تخت نشستهام كه ناگاه دستى از زير تخت بيرون آمد و مقدارى خاك سرخ در كف داشت . در اين اثنا ، آواز شخصى شنيدم كه او را نمىديدم كه مىگفت : اى هارون ، اين خاكى است كه تو را در اين دفن خواهند كرد . پرسيدم : مدفن من كجا خواهد بود و اين خاك از كدام ديار است ؟ گفت : مدفن تو در ديار خراسان در بلدهء طوس خواهد بود و اين خاك از آن موضع است . بعد از آن ، دست ناپديد شد و آواز منقطع گشت و من بيدار شدم . جبرئيل گويد من گفتم : يا امير المؤمنين ، اين خواب شوريده از قبيل أضغاث احلام « 2 » است كه تعبير مطلقا ندارد و بر وى هيچ مترتّب نباشد . بايد كه امير المؤمنين التفات به اين نوع چيزها ننموده امروز به طرب و خوشدلى بگذراند و ملالت اين خواب را كه منشأ آن محض غلظ سوداوى است يا تركيب قوّهء متخيّله است به عيش و عشرت گرداند . القصّه ، من چندين از اين نوع كلمات بسط آميز گفتم كه انبساطى و افتراحى از طبع
--> ( 1 ) . در خصوص ترجمهء حال اين طبيب ؛ - قفطى ، تاريخ الحكما ، ص 180 - 202 ؛ ترجمهء عيون الأنباء فى طبقات الأطباء ، ص 76 - 317 ؛ نظامى عروضى ، چهار مقاله ، ص 406 - 408 ؛ تعليقات استاد محمّد روشن بر تاريخنامهء طبرى ، ج 3 ، ص 1604 به بعد . لفظ « بختيشوع » يك عنوان سريانى است كه مفهوم آن چنين است « عيسى رهايى دادهاست » . و در خصوص مال اندوزى اين پزشك مخصوص هارون ؛ - تاريخ پزشكى ايران ، ص 102 . ( 2 ) . أضغاث أحلام : خوابهاى آشفته و پريشان . - و .