قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
784
تاريخ الفي ( فارسى )
القصّه ؛ آن شب اصحاب امام حسين ، عليه السّلام ، روى نياز به درگاه حىّ قيّوم آورده همه شب گرسنه و تشنه به ذكر الهى و درود حضرت رسالت پناهى مشغول بودند . در آن شب امام حسين فرمود كه آن كرسى كه از شاخ ساخته همراه مىداشت ، در ميان صحرا نهاده و جميع ياران خود را حاضر كرده بر بالاى آن كرسى درآمد و خطبهاى در غايت بلاغت و نهايت فصاحت ادا فرموده و بعد از حمد و ثناء الهى و درود حضرت رسالت پناهى فرمود « 1 » : اى مردمان ، بدانيد كه من هيچ كس را از اصحاب خويش باوفاتر نيافتم و هيچ آفريدهاى را از اهل بيت خود مهربانتر و نيكوكردارتر نديدم . خداى تعالى شما را از جهت من جزاى خير دهاد . اكنون بدانيد كه امشب من شما را از ربقهء بيعت خود بحل ساختم و اين مهلت براى آن خواستم . ظنّ من آن است كه چون اين قوم مرا بينند طلب شما نكنند [ 107 الف ] و به جستجوى ديگرى نپردازند . پس بايد كه هريك از اصحاب من امشب دست يكى از اهل بيت من گرفته در آفاق متفرّق شويد تا از محنت رهايى و از شدت فرح يابيد . « 2 » برادران و فرزندان و خويشان و مواليان جواب دادند . يابن رسول اللّه ، ما را قوّت مفارقت و طاقت مهاجرت تو نيست و بقاى خود بعد از وفات تو نمىخواهيم و تا جان در تن و رمقى در بدن داريم با اعداى دين و دشمنان اولاد رسول ربّ العالمين مقاتله خواهيم نمود . پس امام حسين ايشان را دعا گفت و روى به فرزندان مسلم عقيل كرده فرمود : اى پسران عمّ ، ما بر مواعيد كاذبه و اكاذيب باطلهء كوفيان اعتماد نموده پدر شما را به كوفه فرستاديم و آن گروه روى دل از كوى مهر و وفا برتافته و رسوم حقّشناسى اهل بيت نبوّت از روى ناسپاسى برانداختند تا آن بزرگوار شربت شهادت نوشيد و خلعت سعادت پوشيد . حالا شما يادگار مسلم عقيل هستيد و مادر شما نيز غمزده و ماتمزده است . برخيزيد و مادر خود را برداشته از اينجا به قبيلهء بنى طىّ رويد و از آنجا به مدينه رفته بنشينيد و دل در كرم الهى بسته انتظار بريد كه دم بدم كسى كه انتقام از بنى اميّه بكشد ظهور خواهد كرد . و من اين صورت از پدر خود شنيدم و حقّا كه او از حضرت رسالت پناه ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيده باشد . و اين صورت چنين بوده كه حضرت امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، روى از روزهاى حرب صفّين ندا فرمود كه : يا ابا مسلم . محمّد حنفيّه گفت : اى پدر وى در آخر صفوف است . آن حضرت فرمود : مراد من ابو مسلم خولانى نيست . مقصود من صاحب جيش ماست كه از
--> ( 1 ) . اين خطبه در منابع كهن از جمله در تاريخ طبرى ( ج 7 ، ص 321 ) ارشاد ( ج 2 ، ص 231 ) لهوف ( ص 79 ) و مقتل خوارزمى ( ج 1 ، ص 246 ) آمده است . ( 2 ) . امام ( ع ) ضمن خطبهء مزبور مىفرمايد : جدّم رسول خدا ( ص ) خبر داده بود كه من به عراق فراخوانده مىشوم و در محلّى به نام « عمورا » و يا « كربلا » فرود آمده در همانجا به شهادت مىرسم . و اينك وقت شهادت رسيده است .