قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1396
تاريخ الفي ( فارسى )
كمالات صورى امتياز داشتند و به صفت « احسان در مقابل بدى » مشهور و معروف بود . قرآن را چنان خواندى كه هركه شنيدى بىاختيار گريستى و به واسطه كثرت عبادت او را « زين العابدين » گفتندى . « 1 » آوردهاند كه مهدى عباسى امام موسى كاظم را از مدينه به بغداد طلبيد و محبوس داشت . بعد از چند روز ، مهدى شبى امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، را به خواب ديد كه او را به اين آيهء كريمه مخاطب ساخته كه : فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ، أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ . « 2 » خلاصهء اين آيه آنكه : آيا آرزو و اميد شما اين بود كه اگر بر خلايق والى و حاكم شويد ، در زمين خداى تعالى فساد كنيد و قطع رحم خود نماييد ؟ هر آينه آنان كه اين صفت دارند حقّ ، سبحانه و تعالى ، ايشان را لعنت كرده و از رحمت خود بىنصيب گردانيده و گوش ايشان از شنيدن اوامر و زواجر الهى كر است و چشم ايشان كور . مهدى از روى اضطراب و بيم تمام بيدار شد و در آن نيمه شب [ 177 ب ] ربيع حاجب را طلبيد . ربيع گويد كه : چون طلب من بىوقت بود بسيار ترسيدم . چون پيش او رفتم شنيدم كه آيهء مذكوره به آواز مىخواند و مىگريست . چون نظرش بر من افتاد گفت : اى ربيع ، همين لحظه برو و موسى بن جعفر را نزد من حاضر ساز . من در ساعت برفتم و موسى بن جعفر را بياوردم . چون از دور نظر او بر امام موسى بيفتاد از جاى برجست و قدرى راه پيش آمده او را در كنار گرفت و صورت واقعه به او تقرير كرد و گفت : هيچ مىتوانى كه مرا از خود ايمن گردانى و بر من و فرزندان من خروج نكنى ؟ امام فرمود : به خدا سوگند كه مرا هرگز اين داعيه نبوده و نخواهد بود و اين نوع امور از شأن من نيست . مهدى گفت : راست مىگويى . پس روى به ربيع حاجب آورده گفت : اى ربيع ، ده هزار دينار جهت خرجى ايشان بده تا ايشان به مدينه مراجعت نمايند . ربيع گويد : من در همان شب از ترس آنكه مبادا مانع پيدا شود اسباب سفر امام موسى را مهيّا ساخته ايشان را روانه ساختم . « 3 » و در روضة الصّفا مسطور است كه يكى از شيعيان « 4 » اهل بيت كه اكثر اوقات به خدمت امام
--> ( 1 ) . القاب آن حضرت : صابر ، زاهر ، عبد صالح ، سيّد ، وفىّ ، امين ، فرمانده سپاه ، كاظم ، پاك نفس ، باب الحوايج بوده است ؛ - تحليلى از زندگانى امام كاظم ( ع ) ، ترجمهء محمّد رضا عطايى ، ج 1 ، ص 65 . ( 2 ) . محمد ، 22 - 23 . ( 3 ) . در اين خصوص ؛ - تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 30 ؛ وفيات الأعيان ، ج 4 ، ص 493 . ابن شهر آشوب در مناقب ( ج 2 ، ص 264 ) گويد كه شب قبل از خواب ديدن مهدى ، وى حميد بن قحطبه را مأمور قتل امام ( ع ) كرده بود ، ولى به دليل ديدن همان خواب از خواب بيمناك برخاست و حميد را از دستورى كه داده بود ، بازداشت . ( 4 ) . نام اين شيعهء اهل بيت در نور الأبصار ( ص 136 ) و بحار الأنوار ( ج 11 ، ص 252 ) « ابو خالد » آمده است .