قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1342
تاريخ الفي ( فارسى )
جبرئيل چون بر مضمون نامه اطلاع يافت برادر خود ، يزيد بن يحيى ، را با سپاه بفرستاد . چون دهقان دانست كه برادر جبرئيل به طلب او آمده پيش وى به استقبال بيرون آمد و گفت : اى امير ، تركان سر آب بر ما بستند و چندين شبانهروز است كه خلقى از تشنگى هلاك مىشوند . اگر همچنين مستعدّ تا سر بند رود كه آب به اين فقيران رساند بد نخواهد بود . يزيد بن يحيى اين معنى قبول كرد امّا گفت : بايد كه مرا دليل شود تا سر آن بند رويم . دهقان در دليل دادن قدرى اهمال نمود . نصر نام شخصى با يزيد بود كه مدبّر او مىبود ، بايزيد گفت : ايّها الأمير ، اين دهقان مكرى كرده و اگر خواهى كه حقيقت حال بدانى دليل را بخوان و بگوى كه سر آب شما كجاست ؟ چون دليل را پرسيدند ، از سخن او معلوم شد كه دهقان در مقام مكر و حيله است . بنابراين ، يزيد بن يحيى فرمود تا طلايه بيرون رود و اطراف و جوانب تحقيق نموده خبر بياورد . القصّه ، بعد از ساعتى طلايه باز آمد كه لشكر دشمن از حدّ حصر بيرون در اين وادى به كمين ماست . و هنوز مردم يزيد مستعدّ نشده بودند كه لشكر دشمن رسيد و حربى عظيم دست گرفت . يزيد بن يحيى زخم خورده روى به هزيمت نهاد و با جمعى معدود در رباطى ، كه در راه بود ، متحصّن شد . لشكر دشمن تعاقب نموده ايشان را محاصره كردند . ايشان آن روز ، تمام به جنگ مشغول بودند و چون شب درآمد يزيد بن يحيى بمرد . امّا جبرئيل چون ديد كه برادرش دير كرد سوار شده از سمرقند بيرون آمد . چون به آن دير رسيد ديد كه تركان مردم يزيد را محاصره دارند . جبرئيل با سپاه خود بر تركان حمله آورده آواز تكبير در آن رباط به گوش نصير بن ليث « 1 » رسيد . با مردم گفت : بشارت باد كه امير جبرئيل رسيد . پس اين مردم نيز از رباط بيرون آمده بر تركان حمله آوردند و بسى از ايشان را به قتل رسانيدند و بقيّة السّيف روى به گريز نهاده متفرّق گشتند . جبرئيل برادر خود را برداشته به سمرقند رفت . چون مقنّع اين خبر شنيد دهقان تتارى را با چهارده هزار مرد به سمرقند فرستاد . چون دهقان ، سمرقند را محاصره كرد مقنّع نامهاى به خلخ خاقان فرستاد و از وى التماس نمود كه به مدد دهقان رفته سمرقند را بگيرد . خلخ خاقان با لشكرى عظيم بيامد و با دهقان پيوست . خلخ خاقان را برادرى بود فيل « 2 » نام . مردى مبارز و شجاع . از ميان لشكر بيرون آمد و مبارز خواست . از جانب مسلمانان نصير بن ليث « 3 » بيرون آمد و به ضرب اوّل ، او را به عالم آخرت رسانيد . بعد از آن ، دهقان تتارى برآمد و مبارز خواست . نصير بن ليث او را به فيل ملحقّ ساخت . مسلمانان بسيار خوشحال
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : نصر ليث . به قياس تاريخ بخارا ( به تصحيح استاد مدرّس رضوى ) اصلاح شد . ( 2 ) . هر سه نسخه : قل . به قياس تاريخ بخارا تصحيح شد . ( 3 ) . هر سه نسخه : ليث بن نصير .