قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1343
تاريخ الفي ( فارسى )
شدند و شادى كردند . چون شب درآمد مردم مقنّع به هزيمت رفتند و مقنّع از اين خبر ، بسيار غمگين و اندوهناك گرديد . و مهدى ، معاذ بن مسلم را به امارت خراسان فرستاد و به او گفت كه : بايد جميع عمالان عبد الملك را معزول كنى مگر جبرئيل يحيى را كه او مردى مبارز است . چون معاذ بن مسلم به مرو آمد نامهاى به ابن حرشى امير هرات نوشت و او را پيش خود طلبيد . حرشى جواب نوشت كه : « من متعاقب امير به بخارا مىرسم . » پس معاذ بن مسلم با سپاه بسيار بيرون آمده متوجّه مقنّع شد و جبرئيل بن يحيى به سمرقند درآمد . در اين اثنا ، ميانهء خلخ خاقان و كيال غورى « 1 » مناظره شد . خلخ خاقان مىگفت : غنايم سمرقند از آن من است و كيال غورى مىگفت كه : حرب من كردهام غنيمت به تو نمىدهم . القصّه ، در اين وقت خبر رسيد كه معاذ بن مسلم متوجّه اينجا نيست . كيال با ياران خود قرار داد كه سر راه بر ايشان بگيرد و دستبردى نمايد . بنابراين ، جاسوس فرستاده تحقيق احوال معاذ كردند و در راه پنهان گشته منتظر بودند تا آنكه معاذ با چهار هزار مردم خاصّه آمد و از آنجا گذشت كه كپاك عزى با جمعى كثير از كمين درآمده بر ايشان حمله آورد . معاذ بن مسلم كه از مشاهير شجاعان عرب بود ، برگشته و خداى ، عزّ و جلّ ، را ياد كرده آواز اللّه اكبر بركشيد . حقّ ، تعالى ، وهم اندر دل تركان افكنده روى به هزيمت نهادند . مسلمانان تعاقب ايشان نموده سيصد ترك را به قتل رسانيدند و سرهاى ايشان را به بخارا آوردند . مردمان معاذ را بسيار دعا كردند . در اين مرتبه ، شصت هزار كس بر معاذ جمع شدند و ابن حرشى نيز با سپاه خود درآمد و در بخارا به معاذ ملحق گشت و سه هزار پيلدار خراسانى با ده هزار گوسفند همراه خود آورد . معاذ به ابن حرشى گفت : اين گوسفندان به فروش . همراه خود آوردن مصلحت نيست ؛ چرا كه ، تركان به سر گوسفند هجوم خواهند كرد . مبادا موجب شكست ما شود . ابن حرشى گفت : اگر تمام عالم جمع شود يك پشم از اين گوسفندان از [ 173 ب ] من نمىتوانند گرفت . القصّه ، معاذ با لشكرى آراسته متوجّه حرب تركان شد و ابن حرشى را بر مقدمهء لشكر قرار داد و ابن حرشى گوسفندان خود را به صد سوار سپرده خود با فوجى از ابطال پيش مىرفت . اتّفاقا ، تركان كمين كرده خود را بر آن صد سوار زدند و تمامى گوسفندان را گرفته بردند . ابن حرشى خبردار شد ، بازگشته بر ايشان حمله آورد و جمعى از تركان به حرب او بازايستاده و طايفهاى ديگر گوسفند مىبردند . و معاذ بن مسلم در بيشه فرود آمده كس پيش ابن حرشى فرستاده او را طلبيد . ابن حرشى گفت : من چگونه بيايم كه همهء گوسفندان مرا تركان بردند .
--> ( 1 ) . هر سه نسخه ؛ « كياك عزى » . به قياس تاريخ بخارا تصحيح شد .