قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1296

تاريخ الفي ( فارسى )

آن نماز گزارده . و چون خالد برمكى از اعيان عجم بود منصور گفت : تو را تعصّب ملوك فرس و مجوس نمىگذارد كه به خرابى ايوان كسرى راضى شوى و مىخواهى كه آثار ايشان مندرس نشود . « 1 » القصّه ، منصور به سخن خالد التفات نكرده به تخريب ايوان كسرى فرمان داد . و چون ديد كه اجرت عمله ، كه مىكندند و به بغداد مىآوردند ، بسيار از بهاى خشتى كه به تجديد مىپختند زياده بود ، فرمود تا ترك كندن ايوان كردند و با خالد گفت : من از خراب كردن ايوان گذشتم . خالد گفت : يا امير المؤمنين ، اولى آن بود كه اوّلا به خرابى آن امر نمىفرمودى . اكنون چون شروع در تخريب آن شده دست بازداشتن از آن مصلحت نيست ؛ چه ، مردم خواهند گفت عمارتى كه سلاطين عجم ساختند خليفه از خراب كردن آن عاجز آمد . امّا منصور از جهت امساك التفات به آن سخن ننمود . القصّه ، چون عمارت بغداد به اتمام رسيد منصور از هاشميّه بيرون آمده دار السّلام را مقرّ خلافت خود گردانيد . « 2 » و در زمان منصور معمورى بغداد به مرتبه‌اى رسيد كه شصت هزار حمام سواى آنچه امرا و اهل ثروت در خانه‌هاى خود ساخته بودند در وى داير و معمول بود و در برابر هر حمامى پنج مسجد بود كه مجموع سيصد هزار مسجد باشد و در هيچ مسجدى كوچك بعد امام و مؤذّن كمتر از شش هزار نبودند كه به اداى نماز پنجگانه مداومت مىنمودند . و شعراى عرب و عجم در باب مدح بغداد قصايدى گفته‌اند كه ايراد آن مناسب مقام نيست . و در وجه تسميهء بغداد وجوه متعدّده گفته‌اند ؛ از آن جمله ، يكى آنكه در آن نواحى باغى در قديم الأيام بود كه آن را « باغ داد » مىگفتند و به كثرت استعمال « الف » ساقط شده بغداد شده . وجه دويّم آنكه « بغ » نام بتى است كه معبود مردم آن ولايت بود و « داد » عبارت از بخشش است . پس بر اين تقدير معنى لفظ بغداد بخشش آن بت است . « 3 » در تاريخ بغداد مسطور است كه در اطراف [ كرهء ] ارض ، غير از بغداد شهرى مدوّر نبود و او را شانزده دروازه نهادند و ما بين هر دو دروازه مسافت هشت ميل و بعضى اقّل از هشت نيز گفته‌اند . و در قصر امارت گنبدى سبز ساخته بودند كه طول آن هشتاد گز بود و بر بالاى آن

--> ( 1 ) . جهشيارى اين واقعه را نسبت به هارون مىدهد كه : « با يحيى بن خالد مشورت كرد و يحيى رأى نداد و گفت : بنايى را ويران مكن كه بر بزرگى و فخامت شأن و مقام بانى آن دليل كند تو بر او غلبه كردى و ملكش بستدى . هارون گفت : اين سخن را به سبب ميلى كه با مجوس دارى گفتى . » ؛ - عبد العظيم قريب ، تاريخ برامكه ، ص 35 . ( 2 ) . منصور با انتقال دادن مركز خلافتش از مجاورت كوفه به شهر نوساز بغداد ، دعاوى اهالى عراق جنوبى را در نظارت بر كار خلافت مانع گرديد ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 4 ، ص 60 . ( 3 ) . براى اطلاع كامل از ساير اسامى و القاب بغداد ؛ - ثعالبى ، ثمار القلوب و المضاف و المنسوب ، ص 512 .