قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1295
تاريخ الفي ( فارسى )
مأمون قريب به طرسوس وفات يافت ، معتصم و واثق و متوكّل به سامره و قس على هذه . و نخست منصور خشتى بر زمين افكند و گفت : بسم اللّه و الحمد للّه و الارض يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقيّن . يعنى : ابتدا مىكنم در بناى اين شهر درحالىكه يارى مىخواهم از حقّ ، سبحانه و تعالى ، و ستايش مىكنم او را كه سزاوار ستايش اوست و او از بندگان خود هركه را خواهد وارث زمين و حاكم بر روى او مىگرداند و رستگارى آخرت سزاوار متّقيان است . القصّه ، در سنهء خمسين و ثلاثين و مائة من الرحلة « 1 » آغاز عمارت كردند و عرض اصل بارو پنجاه گز و عرض سر ديوار بيست گز . و به واسطهء ظهور محمّد بن عبد اللّه الحسن و برادرش ابراهيم ، كه سابقا مذكور شد ، چند وقت عمارت آن شهر در توقّف افتاد تا آنكه منصور از مهمّ ايشان فارغ گشته سعى و اهتمام در بناى بغداد نموده در مدّت چهار سال به اتمام رسانيد ، چنانچه از روضة الصّفا معلوم و از تاريخ ابن كثير شامى چنين ظاهر مىشود كه در يك سال عمارت بغداد به اتمام رسيده و اين بسيار بعيد است . و ابن كثير از ابن جرير نقل مىكند كه در ابتداى عمارت بغداد ، منصور ، ابو حنيفه كوفى را تكليف قضا نمود و او قبول نكرد . « 2 » منصور سوگند خورد كه او را متولّى آن امر سازد . ابو حنيفه نيز سوگند ياد كرد كه من اين كار نمىكنم . آخر الأمر ، منصور او را سر كارى عملهء بغداد فرمود كه او خشت پختن و شمردن آن و اجرت فعله را مىنوشته باشد . و ابو حنيفه به آن امر قيام نمود تا در سال صد و سى و چهارم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، تمام اسباب عمارت آن را مهيّا ساخت . و در اكثر تواريخ معتبره مسطور است كه هيجده هزار دينار خرج عمارت بغداد شد . و نيز گويند : در ابتداى بنا منصور مىخواست كه ايوان كسرى ، كه در مداين است ، خراب كرده خشت آن را صرف عمارت بغداد كند . « 3 » در آن وقت ، با خالد برمكى مشورت كرد . خالد به خرابى ايوان راضى نشد و گفت : يا امير المؤمنين ، اين ايوان نشانهاى است از ملوك عجم . و از آنجا استدلال مىتوان كرد كه قوّت دين محمّدى تا چه غايت بوده كه متابعان ملّت او بر خاندان امثال اين عمارت غالب آمدند . و ديگر آنكه امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، در ايوان
--> ( 1 ) . سال صد و سى و پنجم از رحلت . - و . ( 2 ) . ابو حنيفه چون بنى عباس را غاصب خلافت آل على مىدانست ، از قبول اين كار شانه خالى مىكرد . عدم صفا و محبّت بين منصور و ابو حنيفه را زمخشرى در كشّاف ( ج 1 ، ص 74 ) ذيل تفسير آيهء و لا ينال عهدى الظالمين ، بصراحت آورده است و از قول امام اعظم چنين نوشته است : « لو ارادوا بناء مسجد و ارادونى على عد آجرة لما فعلت . » ؛ توضيحات مرحوم استاد قاضى طباطبايى بر تجارب السّلف ، ص 78 . ( 3 ) . لوسين بووا مىنويسد : ابو ايّوب موريانى به خليفه پيشنهاد كرد كه ايوان خسرو [ - طاق كسرى ] را ويران كنند و مصالح آن را براى بناى بغداد مورد استفاده قرار دهند ؛ - برمكيان ، ترجمهء ميكده ، ص 48 .