قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
770
تاريخ الفي ( فارسى )
حرب شما . امام حسين فرمود : لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العلىّ العظيم . آنگاه گفت : اى حرّ ! چه خيال دارى ؟ گفت : مرا پسر زياد فرستاده كه رها نكنم تو را و نگذارم كه به طرف ديگر روى ، بلكه ملازم تو باشم تا دروازهء كوفه . امام حسين ، عليه السّلام ، بازنگريست . وقت نماز پيشين بود . گفت : اى حرّ ، وقت نماز است . فرود آى و تو با قوم خود نماز گزار تا من با قوم خود نماز گزارم . حرّ گفت : يابن رسول اللّه ، تو فراپيش شو تا هر دو لشكر در پى تو نماز گزاريم ، كه تو پيشواى زمانى و امام اهل جهانى . امام حسين او را دعا گفت و فرود آمده نماز پيشين گزارد . بعد از اداى نماز پيشين بر شمشير تكيه كرده و خطبهاى فصيحانه ادا فرمود و گفت : اى اهل كوفه ، من روى بدين طرف نياوردم و عزيمت اين جانب نكردم تا رسولان شما متعاقب نيامدند و نامههاى شما پى در پى به من نرسيد كه « به سرعت هرچه تمامتر متوجّه ديار ما شو كه امامى نداريم كه به او اقتدا كنيم . و اگر تو در ميان ما باشى مهمّات دنيا و آخرت ما انتظام يابد » . و من به سخن شما آمدم . اگر بر عهود و مواثيق خود راسخ هستيد به تجديد آن بيعت پردازيد تا من از سر اطمينان قدم در شهر نهم ، و اگر از متابعت و مبايعت پشيمان هستيد عنان برتافته به هر جا خواهم بروم . و غرض امام حسين ، عليه السّلام ، اتمام حجّت بود بر ايشان « 1 » ، و الّا آن جناب مىدانست به يقين كه ايشان در مقام بىوفايىاند نه به مرتبهء راسخ قدمى كه به امثال اين سخنان از سر در گذشته قدم در دايرهء محبّت نهند . القصّه ، حرّ گفت : يابن رسول اللّه ! به آن خدايى كه جز او خدايى نيست كه من از اين مكتوبات خبر ندارم . امام حسين فرمود : جمعى در اين لشكر تواند كه نامههاى ايشان با من است . پس فرمود تا آن مكتوبات را حاضر ساختند . « 2 » چون خوانده شد بعضى از آن مردم سر در پيش انداختند و خجل زده منفعل شدند . پس امام حسين ، عليه السّلام ، برخاست و نماز ديگر با آن جماعت ادا فرمود . ناگاه شش سوار در رسيدند و نزد حرّ آمده مكتوب ابن زياد به وى دادند ، مضمون آنكه : « در هر موضع كه اين نامه به تو رسد حسين را در آنجا متوقّف دار و او را در منزلى كه از آب و گياه دور باشد فرود آر » . حرّ نامه بخواند و به امام حسين داد كه : اينك بنگر كه پسر زياد در باب گرفتن تو چه مبالغه دارد ! و من حيران فروماندهام . اگر چنين نكنم از پسر زياد مىترسم و اگر مباشر حرب شوم از خدا و رسول او شرم مىدارم . پس پنهان از سپاه خود به امام [ 105 الف ] حسين گفت : يا بن
--> ( 1 ) . امام حسين ( ع ) خود فرموده است : « إنّها معذرة إلى اللّه و إليكم » يعنى : اين سخنان من اتمام حجّت است براى شما و رفع مسؤليت در پيشگاه خدا . ( 2 ) . دو خورجين حاوى نامهها را عقبة بن سمعان - از ياران امام ( ع ) - جلو سپاه حرّ به روى زمين خالى كرد .