قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

767

تاريخ الفي ( فارسى )

القصّه ؛ چون خبر شهادت مسلم بن عقيل و عبد اللّه بن يقطر به امام حسين متيقّن شد ، فرمود تا تمامى مردم كه همراه آن حضرت بودند حاضر شدند . چون حاضر شدند ، فرمود : اى برادران بدانيد كه شيعيان ما كه در كوفه بودند و ما را به مكتوبات مكرّر مىطلبيدند ترك نصرت ما نموده به مخالفان ما يار شده‌اند . الحال هر كدامى از شما كه خواهد باز گردد او را رخصت است . پس جمعى كثير كه به اميد آنكه امام حسين را اهل كوفه نصرت خواهند كرد و كار او استقامت خواهد گرفت از اطراف و جوانب « 1 » به دو پيوسته بودند ، مفارقت اختيار كردند و متفرّق شدند . و چون از آن منزل كوچ فرموده به قصر بنى المقاتل رسيد ديد سراپرده‌اى زده‌اند و نيزه‌اى بر زمين فروبرده و شمشيرى از آن در آويخته و اسبى تازى پيش آن بسته . امام حسين پرسيد : صاحب اينها چه كس است ؟ گفتند : عبيد اللّه بن حرّ جعفى « 2 » كه از اعيان كوفه و از مبارزان زمان است و از دليران دوران و به قوّت و شوكت سرآمد اكفاء و اقران خود . جناب امام حسين ، عليه السّلام ، حجّاج بن مسروق جعفى « 3 » ، را كه از قبيلهء او بود « 4 » به طلب او فرستاد . چون حجّاج سلام و پيام امام به دو رسانيد عبيد اللّه گفت : اى حجّاج ، حسين مرا چرا مىطلبيد ؟ گفت : با او همراه باشى و در دفع اعادى او سعى نمايى تا ثواب عظيم يا بى ، و اگر اتّفاقا تو را بكشند درجهء شهادت علاوهء آن گردد . پس از آن عبيد اللّه بن حرّ گفت : من از ميان اهل كوفه به جهت آن بيرون آمده‌ام كه مبادا حسين بدان ديار رسد و كشته شود و من در ميان كشندگان او باشم . بدان اى حجّاج كه اهل كوفه بنابر محبت دنيا از خاندان نبوى برگشته به پسر زياد پيوسته‌اند و حال فانى بر نعيم باقى گزيده ، و من نه طاقت حرب ايشان دارم و نه ميل موافقت به آنها . حجّاج برگشته صورت حال به موقف عرض امام ، عليه السّلام ، رسانيده امام خود برخاست و به منزل عبيد اللّه رفت . ابن الحرّ شرايط تعظيم و تكريم به جاى آورده بنده‌وار دست به سينه در برابر امام حسين بايستاد . امام فرمود : اى عبيد اللّه ، بدان كه معارف شهر كوفه به من نامه‌ها نوشته‌اند و پياپى رسولان فرستاده‌اند كه « ما همه اعوان و انصار و هوادار توايم و مسئول آنكه بر جناح تعجيل متوجّه اين‌جانب شوى تا ما به شرايط جانسپارى قيام نماييم » و اكنون مىشنوم

--> ( 1 ) . بيشتر جماعتى كه در مسير زباله به امام حسين ( ع ) پيوسته بودند ، بعد از پيشنهاد امام ( ع ) ترك آن حضرت كردند . اين طرح و پيشنهاد از طرف امام ، چنان‌كه در صفحات آينده خواهيم ديد ، نه يك‌بار و در يك منزل ، بلكه در موارد مختلف و به مناسبتهاى گوناگون مطرح شد . ( 2 ) . ق : عبد اللّه بن جعفر ؛ ش : عبد اللّه بن حرّ . وى از هواداران عثمان بود و پس از كشته شدن وى نزد معاويه رفت و در جنگ صفّين در صف لشكريان او با ( على ) مىجنگيد . در تاريخ از غارتگريها و راهزنيهاى عبيد اللّه مطالب زيادى نقل شده است ؛ - تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 168 ؛ ابن حزم ، جمهره الانساب ، ص ، 385 . ( 3 ) . ق : مسروق و جمعى . ( 4 ) . حجّاج مؤذّن امام حسين ( ع ) است .