قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1226
تاريخ الفي ( فارسى )
دمشق گردانيدند . جماعتى هرچند يزيد را از اين حركت منع نمودند قبول نكرد . در روضة الصفا مسطور است كه طايفهاى از مردم برآنند كه اين امور از جملهء مفتريات است . مؤيّد اين سخن آنكه روزى پيش مهدى عباسى ذكر وليد مىشد ، مهدى گفت : وليد زنديق بود . ابو العلاء « 1 » فقيه كه در آن مجلس حاضر بود گفت : يا امير المؤمنين ، خداى سبحانه و تعالى از آن عادلتر است كه به جاى محمّد رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، زنديقى نشاند و زمام حلّ و عقد امور امّت را به كف اقتدار او نهد . و از كسانى كه در مجلس او بودند شنيدم كه چون وقت نماز رسيدى وليد از مجلس لهو لعب برخاستى و جامههاى پاك سفيد پوشيده نماز گزاردى و بعد از آن با جامههاى سابق به مجلس لهو و معاودت نمودى . اينچنين كسى را نتوان گفت كه به خدا ايمان نداشت . مهدى گفت : بارك اللّه عليك يا ابو العلاء . ذكر حكومت يزيد بن وليد بن عبد الملك او را يزيد ناقص گفتندى ؛ « 2 » به واسطهء آنكه از علوفات آنچه وليد زياد كرده بود ناقص ساخت ، و در خطبهء اوّل وليد را به اتلاف و اسراف منسب گردانيد و گفت : من تصرّف در اموال بيت المال نمىكنم و مال مواضع را تا از مصارف آن مواضع زياده نيايد به جاى ديگر نقل نمىكنم ، و در خانهء خويش بر كسى نخواهم بست و علوفات شما را بايد كه ماه به ماه برسانم . پس اگر آنچه [ گفتم ] به آن وفا كنم شما را اطاعت و انقياد من واجب است و اگر من در اين باب تخلّف ورزم بر شماست كه مرا خلع كنيد . « 3 » امّا در زمان خلافت [ 161 ب ] امور سلطنت بسيار خللپذير گشت و از اطراف و جوانب فتنهها پديد آمد ؛ چرا كه او راه عيش و طرب را بر مردم بست و مردم از رذالت او به تنگ آمدند . از جمله فتنههايى كه در زمان او پيدا شد يكى آن بود كه سليمان بن هشام به حكم وليد در ديار عمان محبوس بود و در آن ولايت خروج كرد ، اهل حمص دروازههاى شهر را بسته به تعزيت وليد مشغول گشتند و سراى عباس بن وليد را - به واسطهء آنكه به ايشان رسيده بود كه در كشتن وليد عباس سعى بسيار كرد - ويران كردند و متعلقان او را گرفته در بند كردند ، والى فلسطين نيز خروج كرد ، [ و ] ميان اهل يمن و والى ايشان نيز نزاعى پيدا شد و مهم به محاربه انجاميد . يزيد امارت خراسان و عراق را به منصور بن جمهور داد و عمّال خود به خراسان فرستاد .
--> ( 1 ) . نهاية الأرب : ابن علاثه . ( 2 ) . بنا به تصريح ابن اثير ، لقب « ناقص » را ابتدا مروان بن محمّد به يزيد داد . و اين نكته قابل ذكر است كه ابن اثير وليد بن يزيد را هم با لقب ناقص ياد كرده است ؛ - الكامل ، ج 5 ، ص 290 از متن عربى . ( 3 ) . براى اطّلاع از متن خطبهء يزيد بن وليد ؛ - عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 248 .