قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1181

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال صد و يكم از رحلت خير البشر [ 158 الف ] در اين سال جنيد بن عبد الرحمن ، كه بعد از عزل اشرس از ايالت خراسان حكومت آن ولايت به او تعلّق گرفته بود ، با سپاه بسيارى روى به جنگ ترك نهاد . چون خاقان شنيد كه جنيد بن عبد الرحمن متوجّه حرب او شده او نيز با لشكرى بيكران متوجّه او گرديد . در تاريخ طبرى مذكور است كه اين نوبت خاقان با صد و هفتاد هزار مرد به جنگ جنيد آمد و بعد از كارزار بسيار كه از جانبين خلقى بسيار به قتل رسيدند مردى از دلاوران ، كه او را و اصل بن عمرو شعرى گفتندى ، روى به خاقان نهاده چنان تيغى بر وى رسانيد كه خود از سر خاقان بيفتاد و خاقان روى به هزيمت نهاد . مسلمانان تيغ در ايشان نهاده قريب به سه هزار مرد را بكشتند و غنائم بسيار به دست آوردند . در اين اثنا هشام بن عبد الملك به خالد قسرى - كه در بصره مىبود - نوشت كه : « نصر سيار ، عبد اللّه بن نعيم ، سودة بن ابى بحر دارمى ، حسين بن ابراهيم ، و عمارة بن حريم را به مدد جنيد بن عبد الرحمن بفرست . » چون ايشان به جنيد ملحق شدند سوده را با ده هزار مرد به حكومت سمرقند فرستاد و عمارة بن حريم را به ايالت طخارستان تعيين نمود و خود جنيد در مرو قرار گرفت . امّا خاقان چون شنيد كه سودهء دارمى به سمرقند آمد لشكر جمع آورده متوجّه سمرقند شد . چون خبر به جنيد رسيد با امراى خود در باب رفتن به مدد سوده مشورت كرد . نصر سيّار گفت : ايّها الامير سمرقند جاى مستحكم و مضبوط و سوده مردى شجاع صاحب رأى [ است ] ؛ خاقان به او دست نخواهد داشت ، احتياج رفتن امير نيست . امّا جنيد اين سخن را نشنيده متوجّه آن‌جانب شد . چون خاقان از توجّه جنيد خبردار شد فرمود تا جميع چاههايى كه در راه بودند به خاك انباشتند . جنيد بر اين معنى اطّلاع پيدا كرده از راه بيابان ، كه نزديك بود ، برگشته به راه