قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1173

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال نود و نهم از رحلت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله در اين سال هشام ، خالد بن عبد اللّه قسرى و برادرش اسد را از حكومت عراق و خراسان عزل كرد . و سبب آن بود كه اسد امراى عرب را چوب زده سر و ريش ايشان را تراشيده در بند كرده بود ، و از جملهء آنها يكى نصر بن سيار بود . « 1 » و تأديب امرا جهت آن بود كه در جنگ سستى كرده بودند . هشام بعد از عزل ايشان حكومت خراسان را به حكم بن عوانهء كلبى ارزانى داشت . و چون از حكومت حكم اندك مدّتى گذشت اشرس « 2 » بن عبد اللّه را به جاى او نصب كرد . اشرس مردى فاضل بود و به جهت فضلى كه داشت او را « كامل » مىخواندند . اكثر مردم سمرقند به اهتمام اشرس در سلك اهل علم انتظام يافتند . و در اين سال نود و نهم - و بعضى گويند در سال نود و هشتم - مسلمه متوجّه آذربايجان شد . پيش از آنكه مسلمه از روم بيايد هشام بن عبد الملك نامه‌اى نوشت به سعيد بن عمرو حرشى كه : « آن ولايت كه تو دارى به مسلمه داده‌ام . چون مسلمه به آن حدود رسد بايد كه ولايت را به او سپرده خود متوجّه دار الخلافه گردى . » چون اين مكتوب به سعيد حرشى رسيد دست از محاربه بازداشته منتظر مىبود . مسلمه از راه شيروان رسيد و سعيد را معاتب گردانيد كه تو چرا خلاف امر من كردى و مسلمانان را به كشتن دادى ؟ سعيد گفت : ايّها الامير پيش از آنكه مكتوب تو به من رسد من جنگ كرده بودم و بعد از آن اصلا من دست به جنگ نيالوده‌ام . مسلمه گفت : تو دروغ مىگويى . غرض تو آن بود كه بگويند سعد حرشى چندين

--> ( 1 ) . عبد الرحمن بن نعيم ، سورة بن حرّ ، بخترى بن ابى درهم و عامر بن مالك حمّانى را نيز تازيانه زد و پس از تراشيدن ريش ايشان آنان را در بند كرده پيش برادرش خالد فرستاد . ( 2 ) . هر سه نسخه : اسرش .