قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1144
تاريخ الفي ( فارسى )
ابى رياح ، و از يمن طاوس ، و از شام مكحول ، و از كوفه شعبى ، و از بصره حسن بصرى و محمّد بن سيرين ، و از محدّثان محمّد بن شهاب زهرى . القصّه ؛ بعد از فوت عمر بن عبد العزيز ، بنابر تعيين سليمان بن عبد الملك ، يزيد بن عبد الملك بر مسند ايالت و حكومت قرار گرفت . جدّ پدرى يزيد ، مروان حكم و جدّ مادريش يزيد بن معاويه بود . چون متّصف به صفت كريم الطرفين « 1 » بود ، لاجرم شرارت موروثى در وى تأثير كرده اولا كه بر مسند حكومت قرار گرفت شروع در تغيير اطوار و اوضاع پسنديده عمر بن عبد العزيز كرده عمّال عادل او را معزول ساخت و عاملان ظالم را منصوب گردانيد و فدك را از بنى فاطمه بازگرفت . در روضة الصفا آورده اوّل واقعهاى كه در مبدأ حكومت يزيد روى داد قتل شوذب خارجى بود . تفصيل آنكه چون خبر موت عمر عبد العزيز به سمع والى كوفه ، عبد الحميد ، « 2 » رسيد ، خواست كه اوّل خاطر از مهم خوارج فارغ ساخته به ملازمت يزيد بن عبد الملك رود ، بنابراين به محمّد جرير بجلّى - كه تا اين زمان در برابر شوذب نشسته بود و انتظار مراجعت آن دو كس كه شوذب پيش عمر بن عبد العزيز فرستاده بود مىكشيد - نوشت كه : « در محاربهء شوذب سرعت نموده خاطر از جانب او فارغ ساز . » محمّد بن جرير استعداد جنگ كرده متوجّه حرب شوذب گشت . شوذب به او پيغام فرستاد كه : « تعجيل خلف وعده را سبب چيست ؟ ميان ما و تو قرار بر آن بود كه اگر ناچار محاربه بايد كرد بعد از مراجعت رسولان خواهد بود . » محمّد جرير جواب داد كه : « حكم آن كس كه مرا به جنگ تو فرستاده الحال به من رسيده كه با تو حرب كنم . » شوذب پيغام رساند كه : « ظاهرا آن مرد صالح - يعنى عمر بن عبد العزيز - وفات يافته . » القصّه ؛ شوذب نيز به تهيّهء اسباب قتال اشتغال نموده آتش جدال در ميانهء آن دو طايفه اشتعال يافت . آخر الامر به محمّد بن جرير زخمى گران رسيده او روى به هزيمت آورده و شوذب با آن جماعت قليلى كه داشت ايشان را تعاقب نموده تا به كوفه رسانيد . چون خبر انهزام پسر جرير مسموع يزيد گشت ، تميم بن حسّان را با نوزده هزار سوار به مقابلهء شوذب فرستاد . تميم نيز تاب مقاومت ايشان نياورده روى از معركه بتافت . يزيد بعد از وى نجدة بن حكم را با جمعى كثير به جنگ ايشان نامزد كرد . نجده بعد از كوشش و سعى بسيار به قتل رسيد . همچنين هركس كه بر سر آن جماعت مىرفت شكسته و خسته باز مىگشت . تا مسلمة بن
--> ( 1 ) . كريم الطرفين : آنكه از سوى پدر و مادر ، هر دو ، داراى نسبى بزرگ باشد . مؤلف در اينجا يزيد بن عبد الملك را به طعنه « كريم الطرفين » گفته است . - و . ( 2 ) . مؤلّف ، اين شخص را در شرح وقايع خروج شوذب در كوفه ، عبد الرحمن بن وليد ثبت كرده است .