قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1145
تاريخ الفي ( فارسى )
عبد الملك به كوفه آمد و سعيد بن عمر جرشى را با ده هزار سوار نامدار به حرب آن طايفه روان كرد . « 1 » چون شوذب از حال سعيد آگاه گشت با لشكر خود گفت : اين جماعت هرچند زياده از آنند كه شما تاب ايشان توانيد آورد ، امّا دست از كوشش باز نبايد داشت كه هريك را مرتبهء شهادت مطلوب است . القصّه ، اصحاب شوذب با وى اتّفاق نموده نيام شمشيرهاى خود شكسته حمله آوردند و بسيارى از سپاه سعيد را به قتل آورده نزديك به آن رسانيدند كه اصحاب سعيد به هزيمت روند . سعيد چون سستى اصحاب خود ديد فرياد برآورد كه : اى نامردان اين ننگ و عار را كجا بريم كه از پيش اين گروه قليل فرار نماييم ؟ ! پس لشكر سعيد به اتّفاق بار ديگر حمله بردند . چون شوذبيان بسيار كم بودند لاجرم بعد از آن هريك از ايشان ده كس بلكه بيشتر از لشكر سعيد به قتل رسانيدند . خود شوذب با اصحاب خود بتمامه در معركه مقتول گشتند و نايرهء آن فتنه انطفا يافت .
--> ( 1 ) . قبل از اعزام سعيد بن جرشى ، براى بار سوم شماج بن وداع از طرف يزيد بن عبد الملك همراه دو هزار نفر به جنگ شوذب اعزام شدند كه منهزم و متوارى گشتند ؛ - الكامل ، ج 1 ، ص 271 .