قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1141
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال نود و يكم از رحلت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله در اين سال عمر عمر بن عبد العزيز در دير سمعان « 1 » ، از اعمال حمص ، روز آدينه بيست و پنجم ماه رجب به اختتام انجاميد . مدّت خلافتش دو سال و پنج ماه بود و عمرش به روايت طبرى چهل و پنج سال بود و به روايت سيوطى سه و نه سال داشت . نقش نگينش « يؤمن باللّه » و لقبش « 2 » المعتصم باللّه . مادرش امّ عاصم ، دختر عاصم پسر عمر خطّاب ، بود و جدّهء مادرى او دختر شير فروش بود . و سبب تزويج آن دختر به عاصم ، پسر فاروق ، آن بود كه شبى فاروق در كوچههاى مدينه مىگشت ، شنيد كه مادرى با دختر خود مىگويد كه شير را به آب ممزوج ساخته به فروش . دختر در جواب گفت : اى مادر آيا امروز منادى امير المؤمنين عمر خطّاب را نشنيدى كه از مزج آب به شير منع مىنمود ؟ مادرش گفت : اى دختر عمر در اين شب چه خبر دارد كه تو در شير آب كردهاى ؟ دختر گفت : من نمىتوانم كه ظاهرا اطاعت خليفه و باطنا عصيان ورزم . چون اين گفتگوى تمامى به عمر رسيد او را بسيار ديانت آن دختر خوش آمده او را جهت پسر خود ، عاصم ، تزويج كرد . شيخ محيى الدّين عربى در فتوحات مكّى در ذكر اقطاب آورده كه بعضى از اقطاب آن قبيلاند كه با خلافت معنوى خلافت صورى نيز دارند و عمر بن عبد العزيز از آن جمله است . و به صحّت پيوسته كه چون عمر بن عبد العزيز بر موت مشرف فرمود كه : مرا بنشانيد . چون وى را نشانيدند گفت : الهى من آنم كه مرا امر كردى ، تقصير كردم ؛ و نهى فرمودى ، من عاصى گشتم ؛
--> ( 1 ) . سمعان نام يكى از اكابر نصارى است كه دير مذكور به دو نسبت داده شده و به نام وى شهرت يافته است . و گفتهاند اين شخص همان شمعون است . ( 2 ) . و كنيهاش « ابو حفص » كنيهء عمر بن خطّاب ، جدّ مادرى وى ، بود .