قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1125
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال هشتاد و نهم از رحلت خير البشر در اوايل اين سال سليمان بن عبد الملك در دابق وفات يافت . « 1 » مدّت سلطنتش دو سال و هشت ماه بود . او را « مفتاح الخير » يعنى « كليد خير » گفتندى ، زيرا كه چون او بر سرير فرماندهى نشست زندانيان را آزاد نمود و با كافهء خلايق از روى شفقت و مهربانى زندگانى مىنمود و عمر بن عبد العزيز را خليفهء خود ساخت . آوردهاند كه از غرايب اتّفاقات آنكه روزى سليمان به مشايعت جنازهء يكى از معارف بيرون آمده بود . خاكى از لحد برآورده بودند برداشته بوى كرد و گفت : عجب پاكيزه خاكى است و عجب بويى دارد . هفتهء ديگر در پهلوى همان قبر او را دفن كردند . و در اكثر تواريخ معتبره چنين مسطور است كه چون سليمان بيمار شد و دانست كه از اين مرض استخلاص ممكن نيست ، و فرزندان او اكثر در صغر سن بود [ ند ] غير از داود كه در روم بود ، بنابراين به مشورت بعضى از امراى نيكانديش عمر بن عبد العزيز را وليعهد خود گردانيد ، « 2 » مشروط به آنكه بعد از وى يزيد بن عبد الملك به امر خلافت مقرّر باشد . پس نام عمر بن عبد العزيز را بر كاغذى نوشته آن را به رجاء بن حيوة كه از مقرّبان و معتمدان او بود سپرد و گفت : اين نوشته را به نظر اقرباى من برسان و بگوى كه با كسى كه نامش در اين صحيفه مكتوب است بيعت نماييد . رجاء به موجب فرموده عمل نمود . امّا معارف بنى اميّه گفتند كه ما
--> ( 1 ) . طبرى و ابن اثير تاريخ فوت سليمان را روز جمعه بيستم صفر ، و نويرى دهم صفر قيد كردهاند . ( 2 ) . به طورى كه قبلا گفته شد پسرش ايوب را وليعهد كرد كه خيلى زود بمرد . در اين موقع نيز يكى از پسران صغيرش را وليعهد كرد و رجاء بن حيوة را نيز به عنوان نايب السّلطنه تعيين كرد ، ولى همراهان ، مخصوصا رجاء ، وى را از اين كار مانع شدند ؛ - الكامل ، ج 7 ، ص 237 .