قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1103

تاريخ الفي ( فارسى )

مىباشند - مردمان در زمان وليد چون به يكديگر مىرسيدند غير از سخن عمارت نمىكردند و همه كس به عمارت كردن مشغول بود . « 1 » و در زمان سليمان همه به نكاح و عشرت و مهمانيها پرداختندى ؛ چه همّت سليمان همين بر نكاح و عشرت و مهمانيها مقصور بود . و در زمان عمر بن عبد العزيز مردمان از حفظ قرآن و اداء عبادات و طاعات كار ديگر نداشتند و به يكديگر كه مىرسيدند مىپرسيدند : تو امشب چه عبادتى كردى و چه مقدار قرآن خواندى ؟ الغرض مدار مردمان در جميع حالات و عادات بر متابعت سلاطين روزگار خود است . القصّه ؛ بعد از فوت وليد كه به منتقم باللّه ملقّب بود ، برادرش ، سليمان ، در ممالك جهان نافذ فرمان گشته كما ينبغى به ضبط و ربط مهمّات پرداخت و يزيد بن مهلّب را بر عراق عرب حاكم ساخت . چون سليمان بر تخت سلطنت متمكّن گشت قتيبه از او بسيار انديشه‌ناك شد ؛ به واسطهء آنكه در وقتى كه وليد مردم را بر خلع سليمان و بيعت عبد العزيز دعوت مىنمود غير از حجاج و قتيبه كسى ديگر اجانب اين معنى نكرده بود ، بنابراين مصلحت خود چنان ديد كه اهل و عيال خود را در سمرقند مضبوط ساخته خود به تسخير ولايت كاشغر رود . و اين كاشغر نزديكترين شهرى است به حدود چين . چون قتيبه به آنجا رسيد و ملك چين از اين معنى آگاه شد كس فرستاد و از قتيبه زنهار خواست و گفت : بايد كه يكى از مهتران لشكر خود به سوى من فرستى تا ما از او چيزى بپرسيم و او ما را از دين شما آگاه كند . پس قتيبة بن مسلم دوازده كس از لشكر خود برگزيده پيش ملك خاقان چين فرستاد و مقدّم اين جماعت هبيرة بن مسرّح كلابى را - كه در فصاحت و بلاغت در آن زمان ممتاز بود - ساخته و قتيبه به ايشان گفت به خاقان چين بگوييد كه : من سوگند خورده‌ام كه باز نگردم تا پاى بر زمين شما ننهم و بند در گردن شما نكنم و خراج نستانم . القصّه ؛ چون آن جماعت به دار الملك چين رسيدند خاقان كس فرستاد و ايشان را بخواند . و ايشان جامه‌هاى سفيد در بر كرده و رداها بر دوش گرفته و نعلينها در پاى كرده به مجلس خاقان درآمدند . چون خاقان ايشان را ديد اشاره كرد كه بنشينند و تمامى امرا نيز نشستند ، امّا هيچ كدام با يكديگر سخن نكردند . بعد از ساعتى خاقان اشارت كرد كه ايشان به منزل خود رفته آسايش كنند . چون آن جماعت از مجلس خاقان بيرون آمدند [ او ] روى به امراى خود آورده گفت : چگونه ديديد اين گروه را ؟ گفتند : قومىاند به زنان مانند . پس روز ديگر باز ايشان را طلب داشت . و امروز ايشان جامه‌هاى خز پوشيده و عمامه‌هاى حرير بر سر بسته به

--> ( 1 ) . وليد با استفاده از امنيت كشور و درآمد سرشار دست به كارهاى عمرانى زد . از جمله ساختن مسجد معروف اموى در دمشق است كه پس از گذشت سيزده قرن هنوز بيننده را به اعجاب و تحسين وامىدارد .