قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1091
تاريخ الفي ( فارسى )
سليمان مىآوردند نيمهء آن را به يزيد مىداد و نيمهء ديگر خود متصرّف مىشد . چون اين خبر به وليد رسيد بر وليد انكار كرد و حارثة بن مالك اشعرى را گفت كه : به نزديك سليمان برو و او را بگوى كه امير المؤمنين مىگويد كه به من چنين رسيده كه هيچ هديه و مالى به تو نمىرسد الّا آنكه نيمهاى از آن به يزيد مىفرستى ، اين معنى مرا بسيار دشوار آمده ، زنهار كه بار ديگر اين كار نكنى . چون حارثه از مجلس وليد برخاست كه متوجّه فلسطين شود باز از وى پرسيد : اى حارثه آنچه مىگفتم خواهى گفت به سليمان يا نى ؟ حارثه گفت : طاعت امير المؤمنين فرض است و من رسولام . وليد گفت : زود پيش او شو و او را اينچنين بگوى و هديهاى كه من فرستم به دو سپار و قبض وصول از وى بستان . پس حارثه بيامد و پيغام وليد را بعينه به سليمان رسانيد . سليمان را خشم گرفت و گفت : و اللّه اگر روزى مرا بر تو دست باشد هر عضوى از تو را به جايى بيندازم . حارثه گفت : من بندهء امير المؤمنينام و پيغام او مىرسانم و از خود چيزى نمىگويم تا معاتب و معاقب باشم . بعد از آن هديهها كه وليد فرستاده بود پيش سليمان نهاد و گفت : خطّ وصول اين هديهها مىخواهم . سليمان از اين سخن نيز بسيار خشمناك شد . حارثه باز در جواب گفت : من از سخن ديگرى باز مىگويم و اگر اطاعت امير المؤمنين وليد واجب نبودى [ 148 الف ] مرا به اين سخنان چه كار بودى ؟ سليمان ساكت شد و دانست كه حارثه در اين باب مأمور است و معذور . پس سليمان فرمود تا آن تحفهها را دو بخش كرده يك نصف را به يزيد بن مهلّب فرستاد و نصف ديگر جهت خود نگاه داشت . * * * [ كشته شدن سعيد بن جبير بر دست حجاج ] و از جمله وقايع اين سال كشته شدن سعيد بن جبير « 1 » است بر دست حجّاج . تفصيل اين اجمال آنكه در آن زمان كه حجّاج ، عبد الرحمن بن محمّد اشعث را به سيستان فرستاد كه از آنجا به كابل رود ، سعيد بن جبير را حاكم علوفات گردانيده همراه عبد الرحمن فرستاد . چون عبد الرحمن پاى در ميدان محاربت و مخالفت با حجاج نهاد سعيد بن جبير دست از مصاحبت او باز نداشت . و چون عبد الرحمن به كابل رفت سعيد به اصفهان رفته متوارى گشت . بعد از مدتى جاسوسان حجاج كه در هر شهرى مىبودند به حجّاج خبر رسانيدند كه سعيد در اصفهان مىباشد . حجاج به والى اصفهان نوشت كه : « سعيد را نزد من بفرست . » والى اصفهان چون نمىخواست كه سعيد را به واسطهء او آسيبى رسد پنهانى به سعيد پيغام فرستاد كه : حجاج تو را
--> ( 1 ) . ابو عبد اللّه سعيد بن جبير بن هشام اسدى وابسته به خاندان والبه ، شاخهاى از قبيلهء بنى اسد بن خزيمه .