قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1059
تاريخ الفي ( فارسى )
مىخواهد تعظيم مىكند . القصّه ، سليم ناصح به هر نحوى كه بود نيزك را به ديدن قتيبه آورد . قتيبه او را دلجويى نموده باز به قلعهء بادقيس فرستاد . چون قتيبه خاطر از جانب نيزك جمع نمود سپاه را جمع ساخته متوجّه ولايت بيكند « 1 » شد . چون مردم بيكند را توجه قتيبه معلوم شد از اطراف سغد و ساير نواحى مدد خواسته سپاهى بىاندازه به هم رسانيدند و راهها را مضبوط ساخته متوجّه جنگ شدند . قتيبه چون به ولايت بيكند رسيد ميانهء ايشان جنگ درگرفت . هر روز جنگ مىكردند و از جانبين جمعى كشته مىشدند تا آنكه مدّت دو ماه ميانهء ايشان بازار كارزار قائم بود . در خلال اين احوال جاسوس قتيبه ، كه او را تندر گفتندى ، چون او را اصل از عجم بود مردمان بخارا او را مال بسيار دادند و از وى مدد خواستند و گفتند : بايد كه در اين باب حيلهاى به جاى آرى كه قتيبه بازگردد . تندر اين معنى را از ايشان قبول نموده پيش قتيبه آمد و گفت : ايّها الامير خلوت مىخواهم . قتيبه مردم را دور كرده غير از ابن حصين كسى ديگر پيش خود نگذاشت . بعد از آن تندر را طلبيد و استفسار احوال نمود . تندر گفت : ايّها الامير اين خبر به صحّت رسيده كه عبد الملك « 2 » حجّاج را از ايالت عراقين عزل نموده و به جاى تو ديگرى مىآيد . مصلحت در آن است كه به مرو مراجعت نماييد . قتيبه چون اين سخن بشنيد به فحواى ارباب الدّول فى اكثر امورهم ملهمون « 3 » . يعنى : ارباب دولت در اكثر امور ملهم مىباشند ، دانست كه منشأ اين سخن غير از آن نيست كه او را جماعتى بر اين داشتهاند . پس قتيبه غلامى داشت كه او را سياه گفتندى . به او اشارت كرد كه گردن تندر را بزن . سپاه در ساعت تن تندر را از بار سر سبك ساخت . بعد از آن قتيبه روى به ابن حصين آورد و گفت : اين خبر را غير از من و تو و تندر كسى ديگر نمىدانست . من تندر را جهت آن كشتم تا جاى ديگر نگويد . الحال بايد اين سخن جايى ديگر گفته نشود تا اين مهم به پايان رسد ؛ چه اگر اين خبر ظاهر شود مسلمانان همه دلشكسته شوند . پس قتيبه مردمان را طلبيده گفت : اى ياران ما تندر را ناصح و دولتخواه مسلمانان مىدانستيم ، بنابر آن او را محرم اسرار خود گردانيده بودم . اكنون بر من يقين شد كه با مسلمانان در مقام خيانت بود و خداى تعالى او را به گفت و كردار خود گرفتار گردانيد . شما بايد كه در حرب مجدّ باشيد و سعى و كوشش بيشتر از پيشتر كنيد . القصّه ؛ روز ديگر مسلمانان صفها آراسته مستعد كارزار شدند . قتيبه مردمان را بر جنگ
--> ( 1 ) . بيكند : شهرى در يك منزلى بخارا با هزار رباط و داراى مسجد جامعى با محرابى زيبا ؛ - تقويم البلدان ، ص 579 . ( 2 ) . در اين سال عبد الملك مرد و پسرش وليد خليفه بود . ( 3 ) . هر سه نسخه : مدهمون .