قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1017

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال شصت و هشتم [ از ] رحلت خير البشر در اين سال عبد الملك بن مروان ، امية بن عبد اللّه بن خالد را از امارت خراسان عزل كرده ايالت آن ولايت و مملكت سيستان را به حجّاج ارزانى داشت و حجّاج از قبل خويش مهلّب را به امارت سيستان و عبيد اللّه بن ابى بكره را به حكومت خراسان فرستاد . اين صورت بر مهلّب گران آمده با عبد الرحمن بن عبد اللّه طائى ، نايب حجاج گفت : اميرى سيستان را به من و خراسان را به عبد اللّه مىدهد ، حال آنكه من بر خير و شرّ و نيك و بد خراسان داناترم . اگر از وى التماس نمايى كه برعكس آنچه مقرّر نموده فرمان دهد حق تو گزارده شود . عبد الرحمن ملتمس مهلّب معروض حجاج گردانيد . حجّاج مطلوب او را به اجابت مقرون داشت ، ليكن گفت : مىبايد كه مهلب از خراج اهواز و فارس كه مدتى [ 140 الف ] در تصرّف داشت هزارهزار درم به من دهد . مهلّب را زياده استعدادى نبود ؛ چون هرچه به دست افتادى بخوردى و ببخشيدى و اكثر ايام به قرض گذرانيدى . اما چون حجّاج در باب زر مبالغهء بسيار نمود مهلّب پيرايه‌هاى اهل و عيال خود را فروخته مبلغ مذكور را ادا نمود و يكى از ارشد اولاد « 1 » خود را به نيابت خود به خراسان فرستاد ، و گفت خود در سال آينده خواهد رفت ؛ چنانچه به تفصيل مذكور خواهد شد إن شاء اللّه تعالى . و امّا عبد اللّه بن ابى بكره چون به ملك نيمروز « 2 » رسيد حجّاج به او پيغام فرستاد كه « در سجستان توقّف منماى و بر جناح استعجال عنان عزيمت را به جانب كابل منعطف گردان كه آثار تمرّد و عصيان بر صفحات ملك آن ملك مشاهده مىافتد . » چه ؛ حاكم كابل و نيل پيش از

--> ( 1 ) . اسم پسر مهلّب حبيب بود . ( 2 ) . نيمروز : نام قديم سيستان .