قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1016

تاريخ الفي ( فارسى )

سينهء او شكافتند . ديدند كه دلش چنان سخت است كه معلوم نيست كه هيچ سنگ به آن سختى بود ، چنانچه او را بر زمين مىزدند از زمين دور مىشد ، چنانچه سنگ سخت را كه بر زمين زنند از وى دور شود . چون دلش را شكافتند در اندرون آن دلى كوچك بود . چون آن را شكافتند در وى قطره‌اى خون بسته بود . و در روضة الشهدا مسطور است كه چون خبر موت شبيب به مادرش رسيد و گفتند كه شبيب را كشتند ، قبول نكرد . چون گفتند كه در آب افتاد و غرق شد ، باور كرد . گفتند : چون كشته شدن شبيب باور نكردى و غرق شدن او در آب قبول كردى ؟ گفت : من در وقت ولادت وى [ در خواب ] ديدم كه شعله‌اى آتش از [ قبل ] « 1 » از من جدا شد ؛ دانستم كه هيچ چيز او را فرو ننشاند مگر آب . و نيز از مادر شبيب منقول است كه : قريب تولّد شدن شبيب به خواب ديدم كه شعلهء آتش از من دميدن كرده متوجّه آسمان گشت و روشنى او به تمام آفاق رسيد . ناگاه ديدم كه ميان آب بسيار افتاده بمرد . « 2 »

--> ( 1 ) . مترجم يا مصحّح الكامل ابن اثير در خصوص اين رؤيا مىنويسد : « تعبير ابن اثير قلب و تعبير طبرى قبل است كه اصحّ باشد ، زيرا معنى قبل كه « پيش » باشد موضع خاص زنان است و مقصود وضع حمل است . پس خروج آتش از قبل است نه از قلب . » ؛ - الكامل ، ج 7 ، ص 36 . نگارنده در متن مترجم تاريخ طبرى به لفظ قبل برخورد نكرد ، ولى در متن عربى كتاب ( ج 7 ، ص 257 ، چاپ حسينيه مصر ) از قول مادر شبيب آمده است : « . . . انّى رأيت فيما يرى النّائم انّه خرج من قبلى شهاب فثقب يسطع حتّى بلغ السّماء و بلغ الآفاق . . . » ( 2 ) . و نيز از قول مادر شبيب روايت مىكنند كه : « من او را در روزى زائيدم كه شما در آن روز خونها را مىريزيد [ يعنى روز قربان ] . من هم رؤيا را چنين تعبير كردم كه فرزندم خونخوار خواهد بود . كار او هم بالا خواهد گرفت و با سرعت بر عظمت او افزوده خواهد شد . » ؛ - الكامل ، ج 7 ، ص 36 ؛ تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 3619 .