قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
992
تاريخ الفي ( فارسى )
پس عبد الملك ، طارق « 1 » را با فوجى به نصرت حجاج فرستاد و حجاج روى توجّه به مكّه نهاده ابن زبير را محاصره كرد و در ايام محاصره سلاح از بدن خود دور نكرد و به زنان نزديك نشد و به استعمال بوى خوش و روغن اشتغال ننمود تا عبد اللّه زبير به قتل رسيد . چون حجّاج بر كوه ابو قبيس منجنيقها نصب كرده به حرب مشغول شد ، عبد اللّه بن عمر كه در اين سال به زيارت بيت اللّه الحرام آمده بود به حجّاج پيغام فرستاد كه از غضب بارى سبحانه و تعالى بينديش و دست از سنگ انداختن بازدار كه موسم حج و ماه حرم است و عباد صالحين از اقطار و اطراف بلاد روى به اينجانب آوردهاند تا اداى فريضه كنند و سنگ منجنيق ايشان را از طواف مانع مىآيد . پس حجاج فرمود تا ترك سنگ انداختن كردند تا مردم از مناسك حج فارغ شدند . آنگاه فرمود كه ندا كردند كه عرب به اوطان خود مراجعت نمايند كه ما باز بر سر جنگ خود مىرويم . « 2 » و روز اوّل كه به سوى كعبه سنگ منجنيق انداختند ابرى سياه پيدا شد . مردم شام وهم و هراس به خود راه داده دست از سنگ انداختن باز داشتند . حجاج گفت : اى مردمان مترسيد ، كه [ من ] در تهامه نشو و نما يافته مىدانم كه در اين موسوم رعد و برق بسيار در اين ديار ظاهر مىشود . گويند در ايّام محاصره روزى يازده نفر از سپاه شام را صاعقه رسيد و خلايق ترسيده جنگ نكردند . حجاج گفت : هيچ انديشه به خود راه مدهيد و ترك جنگ مكنيد كه اين صورت از خواص زمين حجاز است . در اين اثنا برقى درخشيد و چند تن از مردم ابن زبير سوخته شدند . حجّاج گفت : اينك صدق قول من بر شما روشن گشت ، در محاصره و محاربه اهمال منماييد كه شما اهل حقّايد و ايشان ارباب بطلان . القصّه ؛ ميان هر دو گروه شب و روز حرب درپيوست و در مكّه گرانى به مرتبهاى رسيد كه از نان نشان نماند و گوشت در غير ابدان آدميان به نظر درنمىآمد . لاجرم اتباع ابن زبير از محنت گرسنگى به جان آمدند . و انبارهاى مكّه پر گندم و جو و خرما بود و ابن زبير از آنها قليلى كه سدّ رمق كند به مردم مىداد و مىگفت : تا غلّه در انبار است دل خلق به قوّت باشد . القصه ، مردم از گرسنگى و ايذاء محاصره بعضى به حجّاج پيوستند و برخى به مدينه گريختند و كار به جايى رسيد كه فرزندان او از او رويگردان شده بعضى به لشكر حجاج رفته امان طلبيدند مثل خبيب و حمزه . « 3 »
--> ( 1 ) . وى طارق بن عمرو از غلامان آزاد شدهء عثمان بن عفّان بود كه همراه هزار نفر در اوّل ذيحجهء سال هفتاد و دو هجرى وارد مكّه شد ؛ - الكامل ، ج 6 ، ص 255 . ( 2 ) . عبد الملك در زمان يزيد بن معاويه بر او اعتراض مىكرد كه چرا دستور داده كعبه را محاصره كنند و باعث تخريب آن شوند ، ولى امروز خود آمر چنين كارى شده است . ( 3 ) . پسران عبد اللّه زبير عبارت بودند از : حمزه ، خبيب ، ثابت ، عباد ، قيس ، عامر ، موسى ، و زبير .