قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
938
تاريخ الفي ( فارسى )
حارث جنگ مىكند و به هيچ وجه بر ايشان دست نمىيابد ، ناچار ايشان را گذاشته متوجّه موصل شد . چون عبد الرحمن بن سعيد كه از قبل مختار حاكم موصل بود خبر آمدن ابن زياد را شنيد ، به مختار نوشت كه : ابن زياد به زمين موصل درآمده الحال به تكريت « 1 » رسيده ؛ بايد [ 131 الف ] كه مددى قوى به من رسد . پس مختار ، يزيد بن اسدى را ، كه به مهابت ذكر و فخامت قدر و كمال شجاعت از عظماى كوفه امتياز داشت ، به حرب ابن زياد نامزد فرموديد . يزيد گفت : ايّها الامير به شرطى ارتكاب اين امير خطير مىنمايم كه سه هزار كس كه من برگزينم با من شرط موافقت به جاى آورند . مختار او را مخيّر گردانيد تا او سه هزار كس از لشكر برگزيده متوجّه شام شد . مختار با جميع عظماى كوفه به مشايعت او تا به دير ابو موسى اشعرى شتافته در وقت وداع با او گفت : اى يزيد تو را وصيّت مىكنم كه اگر در روز با دشمنان ملاقات كنى ايشان را تا شب مهلت ندهى . و اگر احتياج به مدد داشته باشى مرا خبر كنى . و بايد كه روزبهروز احوال تو به من برسد . و مختار مكتوبى به عبد الرحمن نوشت كه : يزيد بن انس را كه شجاعت و مردانگى او بر همگنان ظاهر است به آن حدود فرستاديم . بايد كه اطاعت او بر خود واجب شمرده از صوابديد او بيرون نروى . چون يزيد بن انس به تكريت رسيد عبد الرحمن بن سعيد با هزار كس به او پيوست و به اتفّاق از آنجا متوجّه موصل شده در پنج فرسخى موصل در موضعى كه آن را باتلّى « 2 » گويند فرود آمدند . چون اين خبر مسموع ابن زياد شد ربيعة بن مخارق غنوى را با سه هزار مرد از شجاعان شام به جنگ يزيد بن انس فرستاد . هنوز ربيعه به نيمهء راه نرسيده بود كه عبد اللّه بن حملة الخثمى را با سه هزار كس متعاقب فرستاد . القصّه ، شامگاه بود كه لشكر ابن زياد قريب به لشكر يزيد بن انس فرود آمدند و على الصباح يزيد ، با وجود آنكه بيماريى صعب داشت چنانچه طاقت سوارى نداشت ، بر خرى مصرى سوار شده غلامان او وى را نگاه مىداشتند تا از مركب نيفتد و با اين حال تسويهء صفوف نموده لشكر را تحريص بر جنگ نمود تا آنكه در ميان هر دو طايفه نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت . يزيد بن انس چون از سوارى عاجز آمد بر كرسى نشسته مردم را بر جنگ تحريص مىنمود . در اين اثنا مرض او روى به صعوبت نهاد . پس وصيّت كرد كه اگر من بميرم ابن عمّ من ورقاء بن عازب امير شما باشد و اگر او را قضا رسد عبد اللّه بن زمره عذرى « 3 » امارت را شايد ، و اگر او را آفتى
--> ( 1 ) . تكريت : شهرى ميان بغداد و موصل كه به بغداد نزديكتر است . ( 2 ) . اين كلمه به صورت بابل ، بابلّى ، باقلّى ، نات تلّى هم ثبت شده است . ( 3 ) . نام اين شخص در الكامل ( ج 6 ، ص 87 ) به صورت عبد اللّه بن حمزه عذرى ، در روضة الصفا ( ج 3 ، ص 232 ) عبد اللّه بن ضميرة بن الغنوى ، و در نهاية الأرب ( ج 6 ، ص 25 ) عبد اللّه بن ضمرة عذرى ثبت شده است .