قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
934
تاريخ الفي ( فارسى )
« عبس » را به لهجهاى قرائت كرد كه از هيچ اميرى كه امام قوم بوده باشد مثل آن نشنيده بوديم . بعد از اداى فريضهء بامداد مختار عرض لشكر كرد كه از دوازده هزار كس كه با او پيمان بسته بودند بيش از سه هزار و هشتصد كس همراه او نبودند . مختار از بيوفايى اهل كوفه متعجّب شده پشت دست به دندان گرفت و انديشهناك شد . و چون عبد اللّه مطيع آگاهى يافت كه مختار كجاست فوج فوج حشم مرتّب گردانيده هر فوجى را به اميرى سپرده از عقب هم به جنگ مىفرستاد . مفصل اين مجمل آنكه شبث بن ربعىّ را با چهار هزار كس ، راشد بن اياس بن عبد مضارب را با سه هزار كس ، حجار بن الحرّ را با سه هزار كس ، عبد الرحمن بن سويد را با سه هزار كس ، شمر ذى الجوشن را با سه هزار كس ، [ و ] عكرمة بن ربعىّ را با دو هزار كس به جنگ مختار فرستاد . و در آن وقت شخصى از بنى حنيفه با مختار گفت : طبقات حشم عازم محاربهء تو گشته دل بر جنگ نهادهاند . مختار گفت : اى برادر خداى كسر شوكت ايشان كرده آن جماعت را منهزم گرداند . القصّه ؛ چون تلاقى فريقين دست داد و نايرهء قتال اشتعال يافت ابراهيم بن مالك و عبيد اللّه بن الحرّ و مختار ابو عبيده داد مردى و مردانگى بدادند . آخر الامر وقت چاشت لشكر ابن مطيع روى به هزيمت آورده به اقبح وجهى متوجّه شهر گشتند . مختار تعاقب ايشان نموده مخالفان سرهاى كوچه مضبوط گردانيده بار ديگر دست به تير و تيغ و خنجر بردند و به ترغيب و تحريك سائب بن مالك ، برادر ابراهيم بن مالك ، لشكر نصرت اثر مختار پياده شده داد مردى و [ 130 ب ] مردانگى دادند و از لشكر عبد اللّه بن مطيع چندان به قتل رسانيدند كه در محلّات كوفه هيچ كس را مجال آمد و شد نماند . ابراهيم مالك اشتر در اين روز داد مردى و مردانگى بداد و به آواز بلند در اثناء كارزار مىگفت : انا بن الافّعى الذّكر . يعنى : منم پسر افعى نر . و لشكر را دلدارى داده مىگفت : اى برادران از دشمنان بسيار انديشه مكنيد و صبر را شعار خود سازيد كه صبر و ظفر قرين يكديگرند . آخر الامر از صدمات ابراهيم و مختار و عبيد اللّه الحرّ ، ابن مطيع با طايفهاى از رؤساى كوفه و جمعى از غلامان خود به قصر آمده متحصن گشت و لشكر مختار در اطراف و جوانب آن احاطه نموده محاصره كردند . و در روضة الصفا چنين مسطور است كه چون ابن مطيع خبر يافت كه مختار دير هند را لشكرگاه ساخته راشد بن اياس را با چهار هزار سوار و شبث بن ربعى را با سه هزار كس نامزد حرب مختار گردانيد تا هر كدامى از يك جانب رفته و او را در ميان گيرند . مختار از اين موضوع خبر يافته ابراهيم بن مالك را با هزار و دويست سوار به دفع راشد فرستاد و فرمان داد كه نعيم بن هبيره با هزار و هفتصد كس به دفع شبث بن ربعى متوجّه گردد و خود با باقى لشكر در همان موضع توقّف نمود .