قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
927
تاريخ الفي ( فارسى )
طايفهاى از برادران دينى تو بر اين امر اتّفاق نمودهاند . ابراهيم گفت : مسئول شما به اجابت مقرون است به شرط آنكه زمام امر و نهى شما در قبضهء اقتدار من باشد . يزيد گفت : و اللّه تو لايق حكومتى ، ليكن مختار ابو عبيده از جانب ابى القاسم محمّد بن علىّ بن ابى طالب موسوم به امارت و ايالت گشته و ما همه با او بيعت كردهايم و نقض بيعت نزد ارباب وفا از جمله محالات است . بعد از اين ابراهيم هيچ جواب نگفت . آن جماعت از خانهء او بيرون رفتند و مختار را از كيفيّت مجلس اعلام دادند . پس مختار خود به خانهء ابراهيم آمده با او بر يك فراش نشسته بعد از ساعتى مختار گفت : يا ابا نعمان ، من در اين شهر تا غايت به خانهء هيچ كس نرفتهام ، چنانچه تو را معلوم باشد . و تو سيّد قبيله و عشيرهء خودى و مهدى محمّد بن على براى تو مكتوبى نوشته است . بنابراين در اين وقت مصدّع تو شدهام . در آن مكتوب تو را امر كرده كه با ما اتّفاق نموده خون امام حسين و اولاد و بنى اعمام و شيعهء او از فاسقين و ظالمان طلب داريم . اگر به قول مهدى عمل نمايى از جمله رستگارانى و اگر امتناعورزى جواب آن بر تو باشد . ابراهيم مكتوب را طلبيد . مختار اشارت كرد تا شعبى آن مكتوب را پيش آورده به وى داد . ابراهيم چون مكتوب بگشاد مضمونش اين بود كه : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، من محمّد المهدى بن على الرضى إلى ابراهيم بن مالك الاشتر . سلام عليكم ؛ اما بعد ، وزير و امير و امين و شخصى كه مختار من است ، يعنى مختار بن ابو عبيده ، را به سوى تو فرستادم و او را امر كردم تا با دشمنان ما قتال كند و خون برادرم حسين بن على و اهل بيت او باز خواهد . بايد كه تو با قوم و عشيرت خويش شرط اطاعت به جاى آرى و نصرت و مظاهرت از وى دريغ مدارى . اگر به آن سعادت فايز گردى حكومت هر شهرى كه مفتوح گردد از زمين كوفه تا اقصى بلاد شام متعلّق به تو باشد . و بدان كه تو را بدين سبب بر من منّت عظيم خواهد بود و اگر ابا و امتناع نمايى خسران دين و دنيا شامل حال تو گردد . « 1 » ابراهيم چون مكتوب محمّد حنفيه را مطالعه كرد روى به مختار آورده گفت : چون است كه پيش از اين مكتوب محمّد حنفيّه كه به ما مىرسيد پيش از نام او نام پدرش مسطور مىبود ؟ گفت : راست مىگويى يا ابا نعمان . امّا آن وقتى بود و اين وقت ديگر است . گفت : ما از چه بدانيم كه اين مكتوب محمّد بن على است ؟ مختار به گواهان اشارت فرمود . پس هركه در
--> ( 1 ) . براى آگاهى از تفاوتهاى نسخ مختلف اين نامه و ترديد ابراهيم بن مالك الاشتر در صحّت آن ؛ - تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 3297 .