قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

925

تاريخ الفي ( فارسى )

بر هر تقدير بعد از اين جميع شيعيان در سراى عبد الرحمن بن شريح « 1 » همدانى جمع شده گفتند : ما به سبب آن با مختار بيعت كرديم كه دعوى مىكند كه « من فرستادهء محمّد بن علىّ بن ابى طالب‌ام و او مرا به كوفه فرستاده و امر كرده خون امام حسين ، عليه السّلام ، را بازيافت نماييم و از كشندگان او انتقام كشيم » و ما نمىدانيم كه اين مرد در اين دعوى صادق است يا كاذب . پس مصلحت آن است كه طايفه‌اى از ما خدمت محمّد بن على رفته از حقيقت او استفسار نمايند . اگر چنانچه مختار راستگو باشد بايد كه همگنان متابعت او كنيم و اگر در قول خويش كاذب بود از متابعت او اعتراض و اجتناب نماييم . پس جمعى « 2 » از كوفيان با عبد اللّه بن شريح همدانى متوجّه مكّه شدند كه از محمّد حنفيّه حقيقت حال مختار را معلوم كرده باز گردند . امّا مختار چون از اين معنى خبردار شد بسيار انديشه‌ناك شد ؛ چه او بىرخصت آن جناب مرتكب اين امر شده بود و اين را وسيلهء جمعيّت مردم ساخته . اكنون مىترسيد كه مبادا محمّد حنفيّه تكذيب او نمايد و اين مهم از پيش نرود . القصّه ؛ چون مستخبران حال مختار به مكّه « 3 » رسيدند و با محمّد حنفيّه ملاقات نمودند از ايشان پرسيد : در غير موسم حجّ و عمره سبب آمدن شما چيست ؟ عبد اللّه بن شريح گفت : خداى سبحانه و تعالى شما را كه اهل بيت پيغمبريد به فضل و كرامت خويش مخصوص گردانيده . هركس كه حقّ شما نداند و نشناسد در دنيا و آخرت زيانكار باشد . اكنون كه خاندان رسالت و جميع اهل عرفان و محبّت به مصيبت ابى عبد اللّه الحسين گرفتارند مختار ابى عبيده به شهر ما درآمده مىگويد كه « مرا امام زمان محمّد بن على فرستاده تا از اهل كوفه بيعت گرفته خون حسين بن على را طلب كنم » . غرض از آمدن به ملازمت آن است كه از خدمت شما استفسار اين معنى نماييم تا اگر فرمايى بيعتى كه با او در اين باب كرديم به اتمام رسانيم و اگر نهى كنى در خانه‌هاى خود به فراغت بنشينيم و دست از دامن متابعت او كوتاه گردانيم . محمّد حنفيه فرمود : امّا جواب آن سخنى كه گفتى كه خداى تعالى شما را به عنايت خود مخصوص گردانيده ، آيهء وافى هدايهء ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ « 4 » اشارت به آن است . امّا آنچه از واقعهء ابى عبد اللّه الحسين بيان نمودى . بدان كه ما شهادت آن جناب را سبب رفعت درجات و موجب زيادت حسنات او مىشماريم . امّا آنچه در باب مختار گفتى . به آن خدايى

--> ( 1 ) . عبد الرحمن از طايفهء شبام بوده است . ( 2 ) . همراهان عبد الرحمن عبارت بودند از : سعيد بن منقذ ثورى ، سعر بن ابى سعر حنفى ، اسود بن جراد كندى ، و قدامة بن مالك جشمى ؛ - نهاية الأرب ، ج 6 ، ص 19 . ( 3 ) . محمّد حنفيه در اين زمان در مدينه بود نه در مكّه . پس پنج نفر در مدينه به حضور وى رسيدند . ( 4 ) . الحديد ، 21 .