قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
903
تاريخ الفي ( فارسى )
چون شب درآمد اهل قلعه و ياران خود را دعوت به بيعت كرد . ايشان گفتند : تو سوگند ياد كردى كه اينجا نباشى . زفر گفت : سهل است . مدتى كه در حصار باشم به گرمابه نخواهم رفت تا حانث « 1 » نشوم . خلق دعوت او را اجابت نموده روز ديگر عياض را از قلعه بيرون كردند و حكومت قرقيسا بر زفر قرار گرفت . * * * [ مخالفت اهل رى ] و از جمله وقايع اين سال مخالفت اهل رى بود . و آن [ را ] چنين آوردهاند كه چون خبر موت يزيد به اهل رى رسيد فرخان نام مردى از رى بيرون آمده مردم رى متابعت او نموده و والى يزيد را از رى بيرون كردند . چون اين خبر به كوفه رسيد والى آنجا كه عامر بن مسعود بود محمّد بن عمير بن عطارد بن حاجب تميمى دارمى را به جنگ فرخان رازى تعيين نمود . چون محمّد بن عمير به حوالى رى رسيد فرخان با لشكرى جرّار بيرون آمد و ميان ايشان جنگى عظيم واقع شد و بعد از كشش و كوشش بسيار محمّد بن عمير تاب نياورده روى به هزيمت نهاد . پس بار ديگر عامر بن مسعود ، عتاب بن ورقاء رياحى تميمى را فرستاد . ميان عتاب و فرخان كارزار مردانه شد و فرخان به قتل رسيد . عتاب ورقاء از روى شوكت و استقلال تسخير رى نموده در آنجا قرار گرفت . * * * [ بيعت اهل خراسان ] و از جمله وقايع اين سال بيعت اهل خراسان بود به سلم بن زياد . تفصيل اين مقال [ را ] در كامل التواريخ چنين ايراد نموده كه چون خبر فوت يزيد بن معاويه و معاوية بن يزيد به سلم بن زياد رسيد - كه از جانب يزيد والى خراسان بود - اين معنى را به كسى اظهار نكرد و در اخفاء آن مبالغهء بسيار نمود تا آنكه ابن عراده در باب موت يزيد و پسرش قصيدهء غرّايى مشتمل بر هبوط دولت بنى اميّه و نكبت ايشان گفت . « 2 » چون قصيده ميان مردم شايع شد ، سلم بن زياد بالضروره اظهار موت يزيد و پسرش كرد و مردم را جمع نموده گفت : خليفه از ميان رفته . الحال شما به هركه خاطر شما مىباشد بيعت كنيد تا خلاف در ميان شما پيدا نشود و امور شما پريشان نگردد . پس مردم خراسان به سلم بيعت كردند و بعد از دو ماه خلع او نمودند . و بعضى گويند كه چون مردم خراسان به سلم بن زياد بيعت كردند سلم مهلّب بن ابى صفره
--> ( 1 ) . حانث : آنكه به عهد خود وفا نكند . - و . ( 2 ) . براى مطالعهء پنج بيت از قصيدهء ابن عراده ؛ - الكامل ، ج 5 ، ص 306 و براى مطالعهء ترجمهء فارسى آن ؛ - نهاية الأرب ، ج 7 ، ص 236 .