قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

891

تاريخ الفي ( فارسى )

كرده و از بنى اميّه هركه را مىديدند به قتل مىرسانند . حصين بن نمير را چون مردن يزيد يقين شد كس پيش ابن زبير فرستاد كه آن كس كه مرا به محاربهء تو فرستاده از اين عالم برفت . اكنون متوقّع آنكه ابواب آمد و شد ميان ما و تو مفتوح گردد تا ما به طواف خانهء خدا مشرّف شويم و مردم شام و مكّه با هم اختلاط كرده به سودا و معامله پردازند . ابن زبير ملتمس حصين را مبذول داشته فرمان داد تا ابواب مسجد الحرام را مفتوح ساختند . حصين بعد از نماز عشا به طواف بيت اللّه الحرام مشغول بود كه ابن زبير به مسجد درآمد . حصين بعد از فراغ از طواف پيش ابن زبير آمده دست او را گرفته آهسته به او گفت : تو را متوجّه شام بايد شد كه مجموع خلق را به بيعت تو دعوت كرده تو را بر سرير خلافت نشانم ؛ چه در دنيا هيچ كس را نسبت به اين امر از تو احقّ و اولى نمىدانم . عبد اللّه زبير دست خود را از دست حصين كشيده به آواز بلند گفت : تا به عوض هريك از اهل مدينه كه كشته‌اند ده كس از شاميان نكشم از پاى ننشينم . حصين گفت : هركس تو را از عقلاى روزگار شمارد غلط مىكند ؛ چه ، من در خفيه با تو سخن مىگويم و تو علانيه جواب مىدهى . من تو را به خلافت نويد مىدهم و تو مرا تهديد مىكنى . و روايتى آنكه حصين گفت : اى پسر زبير من پنداشتم كه تو عقل دارى ! من از براى تو خلافت روى زمين مىخواهم و تو خون اهل مدينه طلب مىكنى . دست از سلطنت بدار كه تو سزاوار اين كار نيستى . چون صباح شد حصين با سپاه خود متوجّه شام شد و ارباب مكّه از تنگناى محاصره رهايى يافتند . و سبب موت يزيد را چنين آورده‌اند كه روزى به شرب شراب اقدام نموده و در وقتى كه مست و بىشعور شد برخاست و آغاز رقص كرد و در اثناء رقص بيفتاد و فرق سرش چنان بر زمين خورد كه تا درك اسفل به هيچ محل قرار نگرفت . « 1 » ذكر بيعت مردم شام با معاوية بن يزيد چون در شهر ربيع الاوّل سنهء اربع و خمسين من الرّحلة يزيد به مستقر خود پيوست اهل شام معاوية بن يزيد را بر تخت نشاندند . « 2 » او بعد از پدر چهل روز - و در بعضى روايات سه ماه نيز گفته‌اند - خلافت كرد و بعد از انقضاى اين مدّت معاوية بن يزيد به استحضار اكابر و اشراف فرمان داد . چون جمع شدند بر منبر رفت و گفت : من از عهدهء خلافت بيرون نمىتوانم آمد و

--> ( 1 ) . تعداد فرزندان ذكور يزيد بن معاويه را طبرى دوازده نفر ، ابن اثير يازده نفر و نويرى چهارده نفر ثبت كرده است . و عدّه‌اى معتقدند كه مرگ يزيد در اثر بيمارى كبدى بوده كه به علّت افراط در شرب خمر حاصل شده بود . ( 2 ) . نيمهء اول ربيع الاوّل سال شصت و چهارم هجرى .