قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
883
تاريخ الفي ( فارسى )
مروان حكم چون اين سخن شنيد پسر خود عبد الملك را گفت : تو پيش از من نزد مسلم بن عتبه رو و آنچه دانى با او بگو . شايد از سر پرسيدن من به تو كفايت كند . پس عبد الملك آمد و مسلم بن عقبه از وى پرسيد : اى عبد الملك استشارهاى در باب گرفتن مدينه به من بگو . عبد الملك گفت : مصلحت آن است كه چون به نزديك مدينه رسى در ميان خرماستان فرود آيى و فرمان دهى تا از فلان موضع علف جهت چهارپايان تو بيارند . و چون سپاه آسوده گرديد از جانب مشرق روى به قتال آرى و بايد كه تلاقى فريقين در صبح واقع شود ، چنان كه از مبداء طلوع آفتاب تا وقت زوال ، آفتاب از پس پشت شما به رويهاى ايشان تابد تا چشمهاى ايشان به شعاع آفتاب خيره شود و معهذا برق تيغها و نيزههاى شما ايشان را در هيبت اندازد . و اينجانب مدينه را حرّه گويند ، از اين جهت اين واقعه به واقعهء حرّه مشهور است . و در روضة الصفا چنين مسطور است كه چون آن جماعت بنى اميّه كه اهل مدينه ايشان را از مدينه اخراج كرده بودند در وادى القرى به مسلم بن عقبه رسيدند مسلم بن عقبه از ايشان مشورت طلبيد . ايشان گفتند : ما در اين باب چيزى نمىتوانيم گفت ؛ چرا كه ايشان عهود و مواثيق از ما گرفتند . اما مروان حكم و پسرش عبد الملك در مدينهاند . مناسب آن است كه جاسوسى پيش ايشان فرستى ، كه ايشان را سوگند ندادند و تمامى حالات [ را ] نوشته ارسال خواهند داشت . پس مسلم بن عقبه چنين كرد و آن تعليماتى كه سابقا مذكور شد عبد الملك نوشته جهت او فرستاد . القصّه ؛ عبد الملك در باب محاربهء اهل مدينه مسلم بن عقبه را چندان تعليم داد كه او تعجّب نموده و به قول او عمل نموده از طرف شرقى مدينه متوجّه محاصرهء مدينه گشت . ارباب آن بلدهء طيّبه در پيش دروازهء غربى ، كه آمد و شد شاميان از آن ممرّ بود ، خندقى كنده و درها بسته بودند و آماده قتال و جدال گشته و با وجود آنكه ، بنابر تعليم عبد الملك ، مسلم بن عقبه از جانبى درآمد كه اهل مدينه در آنجانب هيچ تهيّهء جنگ نكرده بودند هرچند مسلم از ايشان بيعت يزيد طلب نمود مقبول نيفتاد . بنابراين ناچار مسلم بن عقبه به تعبيهء سپاه و تسويهء صفوف پرداخته خود بنابر ضعفى كه داشت در خيمه بر روى تخت قرار گرفت و يكى از غلامان خود را گفته تا علم او را گرفته بر پيش خيمه نگاه داشت . و عبد اللّه بن حنظله ، فضل بن عباس بن ربيعة بن الحارث بن عبد المطّلب را كه در جرأت و جلادت عديل و نظير نداشت مقدمهء لشكر ساخته سواران را ملازم او گردانيده و ايشان خود را بر سپاه شام زده و جمعى انبوه را از ايشان به قتل رسانيدند « 1 » و باقى هزيمت نموده روى
--> ( 1 ) . آغاز واقعهء حرّه روز چهارشنبه بيست و هشتم ذى حجّة الحرام سال شصت و سه هجرى بود .