قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

877

تاريخ الفي ( فارسى )

علم مسلمانان وزيد و اهل تاهرت با بربريان شكست يافته روى به هزيمت نهادند و چندين غنايم به دست مسلمانان افتاد كه از عدّو احصا بيرون بود . القصّه ؛ عقبة بن نافع بعد از تسخير اين ولايت متوجّه ولايت طنجه « 1 » مغرب شد . چون نزديك به طنجه رسيد بطريق طنجه ، يعنى امير او ، كه نامش بلبان بود ، تحف و هداياى بسيار فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمود . عقبة بن نافع ملتمسان او قبول نموده از وى احوال اندلس « 2 » و ولايت بربر پرسيد . بلبان گفت : اندلس دور است و گرفتن آن بسيار دشوار ، امّا بربر دو قسم است يكى را سوس ادنى گويند كه به جانب مغرب طنجه واقع شده و اهل آن كفّاراند نه بر دين نصارى ، و قسم دويم را سوس اقصى گويند و شمارهء [ سكنهء ] آن شهر و قصبهء آن ديار را غير از خدا كسى نمىداند . پس عقبه متوجّه سوس ادنى شد و بعد محاربات بسيار آن ديار را فتح نموده و غنايم بسيار به دست آورده متوجّه سوس اقصى شد . آنجا نيز محاربات بيشمار روى نمود . عاقبة الامر آن ديار را نيز به حوزهء تسخير درآورده و غنايم بسيار و اسير بيشمار گرفت و چندان خلايق را به قتل رسانيد كه احصاء آن مقدور بشر نيست . و از سوس اقصى گذشت تا به كنار بحر محيط رسيد . چون به آنجا رسيد گفت : اى بار خدايا اگرنه اين بحر در ميان مىبود هر آينه از براى اعلاء اعلام شرايع جهادكنان مىرفتم تا حيات داشتم . پس ، از آنجا مراجعت نموده متوجّه افريقيّه شد . در راه به موضعى رسيد كه الحال مشهور به ماء الفرس است يعنى آب اسب . و اين صحرايى بود بىآب . چون عقبه به آنجا رسيد لشكر اسلام از تشنگى فرياد « العطش » برآورده حيران و متحيّر بماندند . چون تشنگى ايشان به مرتبه‌اى رسيد كه همهء ايشان مشرف بر موت شدند عقبة بن نافع فرود آمده دو ركعت نماز گزارده دست به دعا برآورده و گفت : اى بار خدايا ، تو مىدانى كه ما جماعتىايم از امّت سيّد انبياى تو و از براى اعلام معالم شرايع آن سرور جهاد مىكنيم و در اين صحرا از تشنگى به هلاكت رسيديم . پس سؤال مىكنيم از تو به جاه محمّد و به عزّت او كه نزد تو دارد اينكه ما را از اين تشنگى خلاصى دهى و از لطايف غيبى خود آبى به روى كار ما درآرى . القصّه ؛ عقبة بن نافع تضرّع و زارى مىنمود و مردم همه آمين مىگفتند كه ناگاه اسب عقبه بنياد دست زدن كرد و چند دست بزد كه گودى شد و بعد از ساعتى پر آب شد . مردم چون آب را بديدند در ساعت آنجا را شكافتند . آبى صاف پيدا شد كه همه را كافى بود . و الحال آن آب مشهور به « ماء الفرس » است .

--> ( 1 ) . طنجه : شهر بندرى است در مراكش ، در كنار تنگهء جبل طارق . ( 2 ) . اندلس : ناحيه‌اى است در جنوب كشور اسپانيا كه در سال نود و دو به دست طارق ، غلام موسى بن نصير ، به تصرّف اسلام درآمد . همهء مورخان و نويسندگان متقدّم اسلامى كشور اسپانيا را « اندلس » ناميده‌اند .