قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
873
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پنجاه و دويم از رحلت خير البشر ، صلّى اللّه عليه و آله در كامل التواريخ مسطور است كه چون يزيد بن معاويه توليت مدينه و حجاز را به وليد بن عتبة بن ابى سفيان مفوّض داشت ، به او نوشت كه : سبب عزل عمرو بن سعيد از ايالت آن ديار آن بود كه به من رسانيدند كه او در باطن با ابن زبير است و اگرنه ابن زبير را به اسهل وجوه مىتواند گرفت . پس بايد كه تو در باب گرفتن عبد اللّه زبير به هر وجه كه باشد تغافل ننمايى و در آن باب سعى و اهتمام به جاى آرى . و اگر به هيچ وجه از روى ظاهر بر او قادر نتوانى شد بايد كه از راه [ 122 الف ] مكر و حيله درآمده او را دستگير نموده به دار الخلافه فرستى . القصّه ، وليد بن عتبه در مقام آن شد كه ابن زبير را غافل ساخته به هر نحوى كه باشد دستگير نمايد ، كه ناگاه خبر رسيد كه نجدة بن عامر حنفى در يمامه به واسطهء قتل امام حسين بيرون آمده طلب خون او مىنمايد ، و ابن زبير [ نيز ] در حجاز اظهار مخالفت [ با يزيد ] كرد . امّا ابن زبير از وليد بن عتبه بسيار ملاحظه داشت ؛ چرا كه او مردى كار ديده بود و ابن زبير از او بترسيد كه مبادا به يك حيلهاى او را به دست آورد ، بنابراين از روى مكر و حيله مكتوبى به يزيد نوشت كه : تو به سوى ما مردى فرستادى بىحيا كه به هيچ وجه رشد خود نمىداند و گوش به پند عقلا نمىكند و مردم را به واسطهء درشتى و سوءخلق از تو متنفّر مىسازد . اگر تو به جاى او كسى كه به حسن خلق موصوف باشد و با مردم مدارا كند به سوى ما فرستى هر آينه اميدوارم كه به واسطهء او بسى امور مشكله آسان شود و تفرقهء مسلمانان بدل به جمعيت شود و تنفّر خواطر خلايق زايل گردد .