قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

848

تاريخ الفي ( فارسى )

نهادند . در حوالى حلب كوهى بود و بر بالاى آن كوه دهى بود آباد و مستحكم و آن ده را « معموره » گفتندى - و گويند اكنون نيز معمور و آبادان است - و در آنجا كوتوالى بود ، نام او عزيز بن هارون ، و اهل آن قلعه با مهتر خود يهودى بودند و حرير مىبافتند و جامه‌هاى ايشان در حجاز و عراق و ديار مصر به نفاست و نازكى مشهور بود . چون به آنجا رسيدند در دامن آن كوه فرود آمدند به واسطهء آنكه آب و علف بسيار داشت . چون شب درآمد كنيزى از كنيزان شهربانو ، كه او را شيرين گفتندى ، پيش شهربانو آمده و آغاز گريستن كرد . و سبب آن گريه را چنين آورده‌اند كه شهربانو را كه به مدينه آوردند صد كنيزك با او بود و آن شب كه به شرف زفاف امير المؤمنين حسين ، عليه السّلام ، مشرّف شد « 1 » پنجاه كنيزكى آزاد كرد . و چون على زين العابدين متولّد شد « 2 » چهل [ 117 ب ] كنيزك ديگر را خطّ آزادى داد و با وى ده كنيزك بماند . در ميان ايشان اين شيرين به حسن مشهور بود . روزى شيرين در خانه درآمد و شهربانو با امام حسين نشسته بود . امام حسين در شيرين نگريست و از روى مطايبه گفت : اى شهربانو ، شيرين عجب روى افروخته دارد . شهربانو گمان برد كه امام حسين را به وى ميلى پديد آمده . گفت : يابن رسول اللّه او را به تو بخشيدم . امام حسين دريافت كه شهربانو چه گمان برده ؛ فى الحال گفت : من هم وى را آزاد كردم . پس شهربانو برخاست و از خلعتهاى خاصهء خود خلعتى نفيس قيمتى در شيرين پوشانيد . امام حسين فرمود : اى شهربانو ، تو چندين كنيزكان را آزاد گردانيدى هيچكدام را مثل اين جامه نپوشانيدى . شهربانو گفت : اى سيّد من آنها آزاد كردهء من بودند و شيرين آزاد كردهء تو است ؛ پس ميان ايشان فرقى بايد . امام حسين ، عليه السّلام ، او را دعا گفت . القصّه ؛ شيرين همچنان در ملازمت شهربانو مىبود ، تا در اين شب كه در پاى كوه منزل گرفته بودند شيرين در حال شهربانو نگريست . ديد كه جامه‌اى نه فراخور پوشيده به يادش آمد آن جامهء مرصّع كه در نظر امام حسين به دو پوشانيده بود . گريه بر وى افتاد و از شهربانو اجازت طلبيد كه بدان ده رود . غرضش آنكه اندك پيرايه‌اى كه با وى مانده بود بفروشد و بهاى آن از جامه‌هايى كه آنجا مىبافتند جامه‌اى بخرد و براى شهربانو بياورد . امّا چون شيرين دستورى خواست كه بدان ده رود شهربانو گفت : تو آزادى هر جا دلت مىخواهد برو . شيرين برخاست

--> ( 1 ) . اقوال گونه‌گونى در خصوص تاريخ رسيدن شهربانو به مدينه و ازدواج وى با امام ( ع ) روايت شده ، - محمد باقر مدرّس ، شخصيّت حسين ، ص 596 به بعد . شيخ صدوق معتقد است كه مادر امام سجاد ( ع ) به هنگام وضع حمل چشم از جهان فروبست و او در كفالت يكى از كنيزان پدر خود درآمد ؛ - عيون الاخبار ، ص 270 . ( 2 ) . از امام سجاد ( ع ) روايت شده كه : « انا ابن الخيرتين . » ابو الأسود دوئلى در اين مورد گفته است : و إنّ غلاما بين كسرى و هاشم * لأكرم من نبطة عليه التائم