قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

832

تاريخ الفي ( فارسى )

فغان آغاز كردند حضرت فرمود : اى پردگيان حرم نبوّت و اى پرورش‌يافتگان سرادق عصمت و عفت خاموش باشيد تا دشمنان شماتت نكنند و صبر و شكيبايى را شعار و دثار خود سازيد كه در بلا جزع كردن موجب محرومى از ثواب است - و ثواب به مقتضاى كريمهء إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ « 1 » نزديك حق سبحانه و تعالى بيرون از حدّ حساب . بعد از آن روى به دختر خود سكينه آورده او را بنواخت و خواهران را گفت : امروز سكينه يتيم خواهد شد . زينهار كه بعد از من بانگ بر وى نزنيد و با او بىالتفاتى نكنيد كه دل يتيمان نازك مىباشد . پس از واقعهء من موى برهنه مكنيد و طپانچه بر چهره [ مزنيد ] و روى و سينه مخراشيد و جامه چاك نسازيد ، كه اينها عادت جاهليت و ارباب كفر است . امّا گريه را منع نمىكنم كه شما غريبان و بىكسانيد ، مظلوم و بيچاره شده محروم و آواره گشته و با اين همه به مصيبت من مبتلا و به شهادت من سراسيمه و شيدا خواهيد گشت . القصّه ؛ امام حسين بعد از وصيّت اهل بيت به صبر و تحمل بر مركب سوار شده روى به ميدان نهاده كه ناگاه خروشى عظيم و غلغله‌اى بزرگ از خيمهء اطفال به سمع اشرف آن جناب رسيد . از سبب آن پرسيد : گفتند : اى سيد و سرور ! زمانهء ستمكار بر ما خوارى مىكند و على اصغر « 2 » از تشنگى زارى مىكند و شير در پستان خشك شده و آن طفل شيرخواره به هلاكت نزديك گشته . امام حسين فرمود : او را نزديك من آريد . او را برداشته پيش امام حسين آوردند . امام مظلوم او را در قربوس زين گرفته ، نزديك صف سپاه مخالفان رفت و على اصغر را بر روى دست گرفته آواز داد : اى قوم ! اگر به زعم شما من گناهكارم ، بارى طفل گناه ندارد . وى را يك جرعه آب دهيد كه از غايت تشنگى شير در پستان مادرش نمانده . آن جفاكاران سنگين دل در جواب بعد از سفاهت بسيار گفتند : محال است كه بىحكم پسر زياد يك قطره آب به تو و فرزندان تو دهيم . در اين اثنا مردى از قبيلهء ازد كه او را حرملة بن كاهن « 3 » گفتندى تيرى كشيده به سوى امام حسين انداخت . آن تيغ بر حلق على اصغر آمد و گذر كرده در بازوى امام نشست . امام حسين آن تير را از حلق آن طفل معصوم بيرون كشيده و خونى كه از حلق او مىرفت به دامن پاك مىكرد و نمىگذاشت كه بر زمين ريزد . « 4 » پس روى به خيمه نهاده مادرش را طلبيد و

--> ( 1 ) . [ مزد صابران بىحساب و كامل ادا مىشود . - و . ] زمر ، 10 . ( 2 ) . مراد عبد اللّه پسر كوچك امام حسين ( ع ) است . على اصغر نام پسر دوّم امام يعنى زين العابدين ( ع ) بوده است ؛ - كتاب حاضر ، همين بخش ، ص 828 ، پابرگ شماره 4 . ( 3 ) . هر سه نسخه : كاهل . ( 4 ) . و نيز گفته‌اند حضرت با كف دستهاى مبارك خود خونها را به سوى آسمان مىپاشيد و مىفرمود : اللّهمّ لا يكن اهون عليك من دم فصيل ، اللّهمّ انّ حبست عنّا النّصر من السّماء فاجعل ذلك لما هو خير لنا ، و انتقم لنا من هؤلاء