قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

815

تاريخ الفي ( فارسى )

در حال از جان و جهان برمىآمد . چون لشكر مخالف از كارزار او عاجز گشته ، به يك بار در ميانش گرفتند و [ دست به ] طعن و ضرب او بگشودند تا در درياى شهادت غوطه خورده گوهر شرف به دست آورد . بعد از او عبد الرحمن بن عقيل به حرب درآمده كمر مردى بر ميان جان بسته دمار از روزگار مخالفان برآورد . آخر به زخم عبد اللّه بن عروه خثعمى از جام سعادت شربت شهادت چشيد . « 1 » در روضة الشهدا و روضة الصفا و ساير تواريخ معتبره آورده [ اند ] كه چون اولاد عقيل شهيد شدند نوبت فرزندان جعفر درآمد . پيش از همه محمّد بن عبد اللّه جعفر درآمده به نزد امام حسين آمد و گفت : اى شهباز بلندپرواز اوج ولايت ! مرا دستورى ده تا به حرب بروم ، كه آرزوى من آن است كه پيش از آنكه با جدّ پاكيزه سرشتت در فضاى خوش هواى بهشت پرواز كنم اين جغدصفتان ويرانهء ادبار را چنانچه مرغ دانه برمىچيند به منقار كارزار از عرصهء ميدان برچينم . امام حسين ، عليه السّلام ، او را اجازت داده و محمّد روى به ميدان نهاد و رجزى آغاز كرده حرب مىكرد و روى ميدان را از مغز دليران چرب مىكرد ، تا آخر به جانب آشيان قدس پرواز كرد . « 2 » پس زينب خواهر امام حسين ، عليه السّلام ، در فراق فرزند دلبند خود بسيار ناليد . امام حسين او را تسلّى داده خاموش گردانيد . امّا چون عون بن عبد اللّه بن جعفر برادر خود را كشته ديد بىاختيار خود را در ميدان انداخت ؛ قاتل برادر را ديد كه به سر او ايستاده . اوّل به يك ضرب شمشير آبدار كار او را بساخت و روى به خدمت امام حسين كرده عذر خواست و گفت : اى خال بزرگوار از فراق برادر خود بى خود بودم ، بنابراين بىدستورى به قتل آن شقى مبادرت نمودم . اكنون كرم فرماييد و مرا اجازت دهيد . امام حسين ، عليه السّلام ، او را پيش طلبيد و در كنار گرفته وداع فرموده دستورى داد . پس عبد اللّه رجزخوانان به معركه درآمده به كينهء برادر هر مبارزى كه پيش مىآمد دمار از روزگار او برمىآورد تا عاقبت از سر زندگى عاريتى برخاست و رياض بهشت به قدم مكرّم خود بياراست . « 3 » بعد از شهادت خواهرزاده‌هاى مظلوم نوبت برادرزاده‌هاى مغموم مهموم رسيد . اوّل عبد اللّه « 4 » بن حسن ، كه جوانى بود نوخاسته چون ماه نوكاسته و سرو آراسته ، پيش عمّ بزرگوار

--> ( 1 ) . شهر آشوب گويد : عثمان بن خالد بن اشتم جهمى و بشر بن حوط همدانى ، سپس قابضى ، او را به شهادت رسانيد ؛ - ابصار العين ، ص 117 . ( 2 ) . قاتل وى عامر بن نهشل التميمى است . سليمان بن قتّه در قصيدهء خود به شهادت وى اشاره كرده ؛ - پيشين ، ص 105 . ( 3 ) . عبد اللّه بن قطانة الطائى البنهانى ، قاتل عون بن عبد اللّه بود . ( 4 ) . ابن اثير و شيخ مفيد شهادت عبد اللّه بن حسن را بعد از شهادت حسين بن على ( ع ) مىنويسند ؛ - الكامل ، ج 5 ، ص 161 ؛ ارشاد ، ج 2 ، ص 74 ؛ سخنان حسين بن على ، ص 315 . وى جزو شهدايى است كه به سن بلوغ نرسيده بودند .