قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
82
تاريخ الفي ( فارسى )
بگذرند و جانب غربى كه متّصل سواد است به عرب بگذارند و طرف شرقى كه منازل اكاشر است و قصور خسروان عجم در آن طرف بود نگاهدارند . پس آن جمع كه در نيمهء غربى بودند نفايس اموال و نفوس اهل و عيال را از آب گذرانيده پل را ويران ساختند و كشتيها را كشيدند . چون سعد به آب دجله رسيد ديد كه نمىتواند گذشت . در اين امر مشكل متفكّر و متألم شد و با امراى خود مشورت كرد . بعضى عرض نمودند كه مناسب است كه كشتيها سازيم و به ترتيب پل بستن پردازيم . سلمان فارسى گفت : يا ايّها الامير ! ما تا پل بنديم ايشان خزاين و دفاين را از مداين برند . گويند سعد در آن شب در واقعهاى ديده بود كه سواران لشكر اسلام در بحر زخّار هجوم نموده بسلامت عبور نمودند و به مدائن درآمدند . گفت : اعدا از [ ترس ] شما به اين آب پناه بردهاند و عزم من جزم شده كه تا قدم در طريق توكّل ننهاده از اين دريا گذر نكنيم وصول به مال اين گروه ميسّر نيست . همه فرياد برآوردند كه اللّه سبحانه ما را و ترا عزيمت رساناد و ثواب كرامت كناد . همان خداى كه ما را به قدرت كاملهء خويش بر تخت خاك مىدارد ، به رحمت شاملهء خود بر صفحهء آب فرونگذارد . سعد گفت : كيست كه ابتدا به اين امر خطير نمايد و كنار دريا را براى ما محافظت فرمايد تا لشكر عجم مانع عبور لشكر ما نشود ؟ عاصم بن عمرو و قعقاع بن عمرو « 1 » - كه از مبارزان مقرّر بودند - با ششصد دلاور ديگر اتّفاق كرده التزام آن امر نمودند . سعد ، عاصم را بر آن جمع امير ساخته به عبور فرمان داد . گويند قعقاع دل دريا كرده متوكّل على اللّه اسب خود را در آب راند و همچون برق از آب بسلامت عبور كرد و فى الحال بازگشت . عاصم چون ديد كه قعقاع بسلامت بازآمد ، در زمان از آن ششصد دلاور شصت مبارز را انتخاب نموده اسبان خود را به آنچنان موج همعنان ساختند و بعضى بر ماديان سوار شدند تا گذشتن ساير اسبان از آن آب بر بوى آنها آسانتر باشد . سپاه عجم چون گذشتن اعراب را ملاحظه نمودند شصت مرد از ايشان به عزم منع متوجّه آن دليران شدند . تا آمدن آن جماعت ، مسلمانان نزديك كنار آب رسيده بودند . كفّار درصدد منع درآمدند ، عاصم بانگ به ياران خود زد كه « نيزهها را راست داريد و نظر بر چشمهاى ايشان كنيد . » پس بدان دستور عمل نمودند و بسلامت از آب عبور كردند و به زخم سنان جانستان بعضى از ايشان را به درياى عدم غوطه دادند و بعضى كه به جان امان يافتند به مأمن خويش شتافتند ، آنگاه تتمهء آن ششصد كس نيز به آن شصت سوار ملحق شدند . بعد از آن سعد
--> ( 1 ) . از دلاوران عرب از دورهء جاهليت و اسلام و از صحابيان و شاعران است و در جنگ صفّين جزء لشكريان على ( ع ) بود و در سال چهلم هجرى درگذشت . شمشير هرقل و زره بهرام گور جزو غنايمى بود كه در جنگ نهاوند به دستور سعد وقّاص به او رسيد و او آن دو را در جنگها مورد استفاده قرار مىداد .