قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

81

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال ششم [ از رحلت پيامبر ] كه سال چهارم از خلافت عمر بوده باشد آورده‌اند كه امير المؤمنين عمر ، رضى اللّه عنه ، به سعد وقّاص نوشت كه همگى و تمامى همّت بر فتح مداين گمارى و اسباب و اشيا و اهل و عيال لشكر در قادسيّه « 1 » بگذارى و جمعى از اهل شجاعت به جهت محافظت بر ايشان آنجا بمانى و عنان عزيمت به جانب مداين معطوف گردانى . سعد بن [ ابى ] وقّاص به موجب فرموده عمل نموده در اواخر سال پانزدهم از هجرت ترتيب و تجهيز افواج نموده بدان جانب روان گشت و در راه بعضى از شهرها مانند بابل و نهر سردامن و ساباط را بعضى به طريق مصالحه و بعضى بر سبيل غلبه فتح كرد . طايفه‌اى از لشكر عجم در بابل بودند و بعد از جنگ و جدل بسيار متفرّق و پريشان گشته جمعى به نهاوند و گروهى به اهواز رفتند و فرقه‌اى ديگر پلى به رود جام بسته عبور نمودند و بعد از گذشتن پل را خراب ساختند تا كسى از عقب ايشان نتواند آمد و خود را به مداين رسانيدند . عساكر نصرت مآثر اسلام به ساباط « 2 » رسيده در [ 10 الف ] آن محل عرض لشكر كردند و همراه سعد شصت هزار نفر جمع آمده بود . چون يزدجرد از توجه سعد خبر يافت امارت سپاه خود را به هركس كه فرمود قبول نكرد . قرار بر آن شد كه از دجله‌اى كه ميان مدائن بود

--> ( 1 ) . شهرى است در پانزده فرسنگى كوفه . صاحب تقويم البلدان مىنويسد : قادسيه را بدان جهت بدين نام خوانده‌اند كه اهل قادس بدان نزول كردند و قادس قريه‌اى است در مروّ الرود . ( 2 ) . بلدهء كوچكى است نزديك مدائن كه نام اصلى آن به زبان فارسى بلاش‌آباد بود و اعراب آن را معرّب كرده ساباط خوانده‌اند .