قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
721
تاريخ الفي ( فارسى )
خانهء ما محل آمد و شد ملائكه است ؟ با يزيد فاسق كه شراب مىخورد و انواع فسق از وى علانيه صادر مىگردد چگونه بيعت كنم ؟ فردا كه مجلس منعقد گردد بگويم آنچه گفتنى باشد و ببينيم كه احقّ و اولى به خلافت كيست . در اثناء محاوره امام حسين ، عليه السّلام ، آواز بلند كرده مواليان آن حضرت چون آواز ايشان شنيدند خواستند كه به موجب وصيّت پاى در دار الاماره نهاده دستبردى نمايند ، آن جناب تفرّس اين معنى نموده بشتاب از آنجا بيرون آمده موالى خود را از دخول مانع آمده به منزل خويش شتافت . « 1 » بعد از غيبت ، وليد رو به مروان آورده گفت : ويحك يا مروان ! مرا به كشتن فرزند رسول خدا مىفرمايى ؟ و اللّه اگر مشرق و مغرب عالم به من دهند در خون فرزند رسول سعى ننمايم . اى مروان فرداى قيامت ترازوى اعمال كشندگان حسين بن على از حسنات خالى خواهد بود و حقّ سبحانه و تعالى فردا كه يوم الجزا خواهد بود به نظر رحمت در ايشان ننگرد و او را به عذاب اليم معذّب گرداند . مروان خاموش گشت . پس وليد شخصى به طلب ابن زبير فرستاد . قاصد وليد را ابن زبير به وعدهء آمدن باز گردانيد و در رفتن اهمال كرد . بار ديگر باز وليد به طلب او كس فرستاد . او در باب رفتن عذرى آورد . امّا رسل وليد به تواتر و تعاقب از حدّ اعتدال تجاوز نمودند . چون ابا و امتناع از ابن زبير مشاهده كردند كسان وليد بنياد شدّت كردند و عبد اللّه زبير را به قتل تهديد كردند . پس عبد اللّه برادر خود جعفر بن زبير را نزد وليد فرستاد كه امشب مرا مهلت دهيد كه فردا به خدمت مىرسم . جعفر به فرمودهء برادر نزد وليد آمده گفت : اى امير در آمدن برادر من تعجيل منماى كه وحشتى و وهمى عظيم بر وى استيلا يافته . امروز از سر طلب او درگذر تا فردا به خدمت مبادرت نمايد . گفت : اين سهل است و برادر تو چنان است كه حق تعالى مىفرمايد : إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ « 2 » خلاصهء معنى اين آيه آن است كه حقّ سبحانه و تعالى در حقّ قوم لوط مىفرمايد كه وعدهء نزول عذاب بر ايشان وقت صبح است ، آيا نيست صبح نزديك ؟ پس وليد تسكين يافت . امّا عبد اللّه بن الزبير چون شب درآمد با برادر از راهى كه شارع عام نبود روى به مكّه نهاد . چون روز ديگر او را طلب كردند نيافتند . معلوم شد كه فرار نموده . وليد بسيار دلتنگ شد . مروان گفت : چون امير سخن اهل تجربه نشنود امثال اين صورت روى نمايد . اما پناه ابن زبير
--> ( 1 ) . ارشاد ، ج 2 ، ص 200 ؛ مثير الاحزان ، ص 10 ؛ خطيب خوارزمى ، مقتل ، ج 1 ، ص 182 ؛ الكامل ، ج 5 ، ص 105 ؛ سيد بن طاووس ، لهوف ، ص 19 . ( 2 ) . هود ، 81 .