قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

722

تاريخ الفي ( فارسى )

غير حرم جاى ديگر نيست . جمعى را از عقب او بايد فرستاد . وليد به استصواب مروان سى جمازه به طلب او فرستاد . و ايشان در رفتن چندان تعجيل نموده بودند كه كسان وليد به گرد ايشان نرسيدند و خايب و خاسر بازگشتند . وليد متعلقان ابن زبير را گرفته محبوس گردانيد و شخصى از خويشان عمر بن الخطّاب كه او را عبد اللّه مطيع گفتندى چون با ابن الزبير صداقت و محبت تمام داشت او را نيز به همان تهمت در زندان كرد . « 1 » پس اقربا و خويشان ابن مطيع نزد عبد اللّه عمر رفته صورت حال معروض داشته گفتند : اگر تو در خلاصى ابن مطيع سعى ننمايى مادر زندان وليد را مىكنيم و به تغليب و تسلّط او را بيرون مىآوريم و از كشته شدن نينديشيم . ابن عمر در اطفاء نايرهء اين فتنه كوشيده مروان را طلب داشت و انواع موعظه و نصيحت و وعد و وعيد بر زبان آورده گفت : غرض از اين سخنان آن است كه عبد اللّه بن مطيع را بگذاريد و درباره او حيف و جور مكنيد كه عاقبت ظلم و جور وخيم است . مروان جواب داد كه : ما به فرمودهء وليد او را محبوس داشتيم ، مصلحت آن است كه در اين باب عرضه داشتى به يزيد نويسم ، هرچه فرمايد بدان موجب به تقديم رسانيم . ابو جهيم بن حذيفه در اين مجلس حاضر بود ، گفت : لا و اللّه ما هرگز به اين رضا ندهيم كه كسى به شام رود و بيايد و عبد اللّه مطيع در زندان باشد . آنگاه اقرباى عبد اللّه مطيع اتّفاق نموده او را از زندان بيرون آوردند و در زندان هم شكستند و خويشان و متعلقان ابن زبير را نيز حمايت كرده بيرون آوردند . روز ديگر امام حسين ، عليه السّلام ، جهت تفتيش اخبار از خانه بيرون آمده در راه مروان حكم با آن حضرت ملاقات نمود ، گفت : يا ابا عبد اللّه صلاح حال تو در آن است كه با يزيد بيعت كنى تا ضررى به تو نرسد و آتش اين فتنه فرونشيند . چون يزيد از اين معنى خبر يابد در شأن تو انعام و احسان وافر مبذول دارد . اگر تو به سخن من عمل نمايى آثار آن بر صفحات احوال تو ظاهر و لايح گردد . امام حسين ، عليه السّلام ، فرمود : ويحك يا مروان ! مرا به متابعت كسى دعوت مىكنى كه ظلم و فسق و فساد وى را مىدانى . از تو چه توقّع توان داشت ؟ كه پيش از آنكه تو متولّد شوى رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، تو را لعنت كرده . « 2 » و نسبت به معاويه و يزيد سخنان خشونت‌آميز گفت .

--> ( 1 ) . عبد اللّه بن مطيع از دوستان نزديك امام حسين ( ع ) بود ؛ - ابن عساكر ، تاريخ كبير ، ( تاريخ دمشق ) ج 4 ، ص 423 . گرفتارى ابن مطيع پس از حركت امام از مدينه است ، زيرا ابن مطيع با امام در بين راه ملاقات كرد . ( 2 ) . و نيز فرمود : اينك بايد فاتحهء اسلام را خواند كه مسلمانان به فرمانروايى مانند يزيد گرفتار شده‌اند ؛ - نجفى ، سخنان حسين بن على از مدينه تا كربلا ، ص 19 .