قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

719

تاريخ الفي ( فارسى )

خليفه گردانيده ، و در باب اولاد ابو تراب و حفظ حرمت ايشان وصيّت بسيار و مبالغهء بيشمار نموده . دانسته‌اى كه جبّار منتقم كينهء آن شهيد مظلوم ، اعنى عثمان ، « 1 » از آل ابو طالب طلب خواهد داشت و در اين باب واسطه اولاد ابو سفيان خواهند بود كه انصار حق و طالب عدل‌أند . بايد كه تا بر فحواى اين مكتوب واقف شوى از اهل مدينه بيعت من بستانى . و السّلام . و رقعه‌اى ديگر در غايت ايجاز نوشت مشعر به آنكه : از حسين بن على ، عبد اللّه بن عمر ، عبد الرحمن بن ابى بكر و عبد اللّه بن زبير بيعت من بستانى . و اگر بيعت نكنند سر ايشان را نزد من فرست . و در اين باب اهمال منماى . وليد چون بر مضمون نامه واقف شد گفت : إنّا للّه و إنّا إليه راجعون . مرا با حسين بن فاطمه چه كار ؟ و از بيم فتنه به تعجيل مروان را طلبيد و در اين باب مشورت نمود . مروان گفت : در حال اين چهار كس را حاضر كن و ايشان را بر بيعت يزيد تكليف نماى ، پيش از آنكه خبر موت معاويه به آنجا رسد . اگر بيعت كردند فهو المراد ، و الّا تيغ تيز بر ايشان حكم ساز . و روايتى آنكه مروان گفت : از عبد اللّه بن عمر و عبد الرحمن بن ابى بكر انديشه مكن ، امّا از حسين بن على و عبد اللّه بن زبير برحذر باش و ايمن مشو و در طلب ايشان تأخير جايز مدار ، و پيش از آنكه خبر موت معاويه انتشار يابد خلافت يزيد را به اين دو شخص مستحكم گردان . اگر تمرّد نمايند مهم ايشان به شمشير به مقطع رسان . وليد بن عتبه ، عبد اللّه بن عمرو بن عثمان را به طلب امام حسين و عبد اللّه زبير فرستاد . عبد اللّه بن عمرو ايشان هردو را در مسجد مدينه يافت كه با هم صحبت مىداشتند . عبد اللّه بن عمرو گفت : امير شما را مىطلبد ، اجابت كنيد . ايشان گفتند : تو برو ما از عقب مىرسيم . چون نبيرهء عثمان برفت ، ابن زبير از امام حسين ، عليه السّلام ، پرسيد : هيچ مىدانى وليد ما را جهت چه مىطلبد ؟ خاطرم مشوّش شد ؛ چه ، وقت طلب ما نيست . امام حسين گفت : به خاطرم مىرسد كه معاويه مرده است « 2 » و وليد بن عتبه ما را جهت بيعت يزيد مىطلبد ؛ چه من دوش در خواب ديدم كه منبر معاويه سرنگون شده و آتش در سراى وى افتاده بود . « 3 » ابن زبير گفت : يا ابا عبد اللّه ! اگر حال بر اين منوال باشد چه خواهيم كرد ؟ امام حسين جواب داد : يزيد مردكى فاجر فاسق خمّار است . ما كه بقيّهء آل رسول‌ايم چگونه جايز باشد كه متابعت چنين شخصى بكنيم ؟ ايشان هنوز در سخن بودند كه وليد باز كس ديگرى به طلب ايشان فرستاد . امام حسين

--> ( 1 ) . اعنى عثمان : مقصودم عثمان است . - و . ( 2 ) . امام حسين ( ع ) : ارى انّ طاغيتهم قد هلك . ( 3 ) . ابن نما ، مثير الأحزان ، ص 9 .