قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

716

تاريخ الفي ( فارسى )

را خواست . سر او را نيز بريدند و در كنار نائله نهادند ، « 1 » چنانچه تفصيل او خواهد آمد . چهارم از زنان معاويه كتوة بنت قرظة بود كه در جنگ قبرس با معاويه بود و آنجا وفات يافت . در تاريخ حافظ ابرو و تاريخ جلال الدّين سيوطى مسطور است كه اوّل كس از سلاطين كه زندان ساخت معاويه بود ، و اوّل كسى [ بود ] كه براى پسر خود بيعت گرفت و بوى خوش را غاليه نام كرد و مساجد مقصوره ساخت - و بعضى گويند كه بناى مقصوره در مساجد اوّلا ذو النّورين كرد از وهم آنكه آنچه به فاروق رسيد به او نرسد . و معاويه اوّل كس است از سلاطين اسلام كه خواجه‌سرايان مقرّب مخصوص خود ساخت و خطبه نشسته خواند . و اوّل كسى است كه نسب بيگانه به خود ملحق گردانيد و زياد بن ابيه را برادر خود خواند . و اوّل او بر بروات ديوانى مهر نهاد . « 2 » و سببش آن بود كه روزى معاويه ، عمرو بن زبير را صد هزار درم عطا كرد و در كتابى مصحوب آن به زياد بن ابيه فرستاد كه از مال بصره مبلغ مذكور را به عمرو دهد . عمرو تقليب آن برات نموده به جاى صد هزار درم دويست هزار درم نوشت . در وقت محاسبه معاويه گفت : من صد هزار درم به او دادم . زياد تمسّك او بيرون آورد . معاويه ، عمرو را حبس كرد تا برادرش عبد اللّه زبير صد هزار درم داد و برادر خود را خلاص كرد . چون معاويه در ميان سلاطين عرب بسيار به زيب و زينت و تجمّل و شوكت مقيّد بود عمرو عاص او را كسراى عرب مىگفت . گويند نوبتى طايفه‌اى از مردم مصر به قصد ملاقات معاويه به دمشق آمدند . عمرو عاص ، كه حاكم مصر بود ، ايشان را گفت : چون به مجلس معاويه رسيديد به خلافت بر وى سلام مكنيد تا در چشم او بزرگ نماييد . اتّفاقا اين مضمون به معاويه رسيد . بنابراين به حاجبان و يساولان خود فرمود كه روزى كه مصريان خواهند آمد بايد كه سياست و ضبط و داروگير بيشتر از ساير ايّام كنيد و بايد كه آن روز سپاهيان مكّمل و مسلّح خود را آراسته هريكى به جاى خود بايستد . القصّه ؛ آن روز مجلسى مهيب آراسته مصريان را فرمان داد كه درآيند . چون مصريان او را در غايت عظمت و مهابت ديدند ، گفتند : السّلام عليك يا رسول اللّه . عمرو عاص چون از مجلس بيرون آمد گفت : لعنت بر شما باد . من گفتم كه شما به خلافت بر وى سلام مكنيد

--> ( 1 ) . نعمان از طرف يزيد حاكم حمص بود و چون يزيد مرد ، نعمان مانند ضحّاك بن قيس طرفدار عبد اللّه بن زبير شد . چون ضحّاك كشته شد و مروانيان پيروز شدند ، نعمان را گرفتند و سرش را جدا كرده پيش همسرش نائله بردند . نقل به اختصار از نهاية الأرب ، ج 7 ، ص 130 ، پابرگ مترجم . ( 2 ) . نويرى گويد : نقش مهر معاويه « براى هركارى پاداشى است » بود و هم گفته‌اند « لا حول و لا قوّة إلّا باللّه » بوده است ؛ - پيشين .