قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
61
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيّم از وفات خاتم النبيّين « 1 » و در اين سال خليفه ابو بكر از ارباب ارتداد و اصحاب ردّت خاطرجمع ساخته ، ارادت فتح بلاد مصر و شام و روم و آن مرز و بوم و تسخير ممالك عجم و اظهار دين را در آن الطف بلاد عام پيشنهاد همّت ساخت . و اوّل كسى كه ميان عرب و عجم آغاز حرب نمود مثنّى بن حارث الشيبانى « 2 » بود كه در حسب و نسب مرد دانا و توانا بود و با عدّت بسيار و ارباب كارزار در سواد « 3 » كوفه و آن بلاد محفوفه انواع غارتها و افسادها فرموده به مرزبانان اصناف آزارها رسانيد و به سعى و تعريف قيس بن عاصم المنقرى به جهت وى تشريف و علم فرستاده به قتال عجم مثال داد . « 4 » و مثنّى قويدل و مستظهر گشته از خيول و مواشى در آن نواحى باقى نگذاشت و پسر عمّ خويش سويد بن قطبهء [ ذهلى ] را با لشكرى اوفر به فتح بصره و حرب فارسيان فرستاده بود و از درگاه كسرى يزجرد مثالها و احكام به حكّام به جهت دفع اعراب صادر گشته بود و از اطراف لشكر روى بديشان نهاده بود . در اين سال خليفه جمعى از اصحاب را با هفت هزار مرد جرّار يراقپوش كرده و سردارى ايشان را به عمرو عاص و ابو عبيدة بن جرّاح و يزيد بن ابى سفيان و شرحبيل بن حسنه تفويض فرموده و ابو عبيده را بر ديگران سردار كرده امير گردانيد و قرار داد كه بعد از فتح اسباب و
--> ( 1 ) . ق : + ( و خبر فتح بلاد ) . ( 2 ) . وى رئيس قبيلهء بكر بن وائل بود كه در سال نهم هجرى مسلمان شده بود و با قبيلهء خود در كنارهء فرات به سر مىبرد . ( 3 ) . منطقهاى از عراق كه به دليل كثرت نخلستانها به سياهى مىزده است . در اين خصوص رجوع شود به بحث مستوفاى ياقوت حموى در معجم البلدان ، ج 5 ، ص 156 ؛ نيز - فتوح البلدان ، ص 35 . ( 4 ) . بلاذرى مىنويسد : مثنّى خود به خدمت ابو بكر آمد و گفت : اى خليفهء پيامبر خدا ، مرا بر آنان كه از قوم من اسلام آوردهاند امير كن تا [ به يارى ايشان ] با عجمهاى فارس بجنگم . ابو بكر وى را عهدنامهء اين امر بداد ؛ - پيشين ، ص 36 .